از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 92 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (92)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدی برای اینکه من هستم
0:16
من زنی از قبیله خزاعه هستم
0:22
او به فصاحت، جوانمردی و سخاوت مشهور بود
0:26
من یک پیرزن بودم
0:29
مژه برزا
0:31
در راه چادری برای مسافران شهر داشتم
0:36
من عاشق فناپذیری او هستم
0:38
پس من به کسانی که مرا بزرگ می کنند سیراب می کنم و غذا می دهم
0:41
و در روز خودم
0:44
پیامبر صلی الله علیه و آله از کنار من گذشت
0:47
و همراه او یارانش
0:49
آنها در راه مهاجرت به شهر هستند
0:52
من آنها را نمی شناختم
0:54
از من گوشت یا خرما خواستند که از من بخرند
0:59
آنها هیچ کدام از آن ها را نزد من پیدا نکردند
1:03
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نگاه کرد
1:06
برای چت در انتهای چادر
1:09
گفت: این گوسفند چیست؟
1:12
پشت سرش گفتم خستگی از گوسفند
1:16
گفت: شیر دارد؟
1:19
گفتم استرسش بیشتر از این حرفاست
1:23
ایشان رضی الله عنه فرمودند
1:26
آیا می توانم به او شیر بدهم؟
1:28
گفتم بله
1:30
اگر در آن شیر دیدید، آن را شیر کنید
1:33
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را صدا زد
1:36
توسط شاه
1:37
پستانش را پاک کرد
1:39
و نام خدا را بر زبان آورد
1:41
و او گفت
1:42
خداوند گوسفندانش را بیامرزد
1:46
تعجب کرد، برگشت و نشخوار کرد
1:50
پس ندا داد که درود خدا بر او باد
1:52
ظرفی که برای گروهی از افراد کافی است
1:56
پس او یک توجا را در آن دوشید
1:58
به من نوشیدنی دادند تا اینکه تشنگی ام را رفع کردم
2:01
سپس اصحاب خود را دوشید و سیراب کرد
2:04
سپس آخرین آنها آن را نوشید
2:07
و او گفت
2:08
آخرین نفر از مردم نوشیدند
2:11
سپس دوباره آن را دوشید
2:14
پس نوشیدند
2:15
سپس یکی دیگر را دوشید
2:17
کشتی را با من گذاشت
2:20
بعد سوار شدند و رفتند
2:22
خیلی زود شوهرم اومد
2:26
او بزهای لاغر را رانندگی می کند
2:28
وقتی شیر را دید
2:30
تعجب کرد و گفت
2:32
چگونه می توانید این را دریافت کنید؟
2:34
چت شیرین نیست
2:36
پس گفتم
2:37
مرد مبارکی از کنار ما گذشت
2:40
و او گفت
2:41
برام تعریف کن
2:43
او را با بهترین و دقیق ترین توصیف توصیف کرد
2:46
هیچکس رضی الله عنه او را مثل من توصیف نکرد
2:51
شوهرم گفت
2:53
به خدا سوگند او صاحب قریش است
2:55
آن کس که آنچه را که در مکه آمده، از امر خود برای ما یاد کرد
2:59
من می خواستم او را همراهی کنم
3:02
اگر راهی برای این کار پیدا کنم این کار را خواهم کرد
3:06
سپس با شوهرم به شهر سفر می کنم
3:10
پس با پیامبر صلی الله علیه و آله ملاقات کردیم
3:13
ما در برابر او تسلیم شدیم و با او بیعت کردیم
3:17
من کی هستم؟
3:27
پاسخ صحیح را در نظرات گفتم
3:30
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
3:35
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
3:40
اگر پیغمبر میخواست یا میگفت، از پیامبر پیروی میکرد
3:45
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
3:50
یاد آنها در ما بلند است
3:55
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:00
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:05
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
4:10
عالم خودکفایی بر آنان آشکار شد