از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 209 از 283
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (213)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:22
من یکی از خاخام های یهودی و یکی از ثروتمندترین آنها بودم
0:27
و من در شهر زندگی می کردم
0:30
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به آن هجرت کرد
0:34
رفتم نگاهش کنم
0:36
هیچ نشانه ای از نبوت وجود ندارد
0:39
جز این است که من آن را در صورتش تشخیص دادم که درود خدا بر او باد
0:44
به جز دو
0:46
من متوجه آنها نشدم
0:48
و هستند
0:49
او از رویاهای خود بی خبر است
0:52
شدت نادانی او فقط رویای او را افزایش می دهد
0:57
داشتم باهاش اختلاط می کردم تا از حالش مطلع بشم
1:02
روزی پیامبر صلی الله علیه و آله از مسجد خارج شد
1:08
با او ابوبکر و عمر و علی بن ابی طالب رضی الله عنهم بودند
1:14
بنابراین به آنها نزدیک شدم
1:16
بادیه نشینی آمد و از پیامبر صلی الله علیه و آله تقاضای پول کرد
1:22
چیزی پیدا نکرد که به او بدهد
1:26
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم
1:30
به او پیشنهاد پول دادم
1:32
بنابراین او برای دریافت مقداری پول به من نزدیک شد
1:35
زمانی که دو سه روز قبل از موعد مقرر بود
1:40
به نزد او آمدم که درود خدا بر او باد
1:43
پس پیراهن و ردای او را گرفت
1:47
با چهره ای سخت به او نگاه کرد
1:50
و من به او گفتم
1:51
ای محمد آیا به من عدالت نمی کنی؟
1:55
به خدا سوگند به تو یاد ندادم ای بنی هاشم
1:58
اما در بازگرداندن حقوق تعلل می کنید
2:02
حکم عمر بن خطاب رضی الله عنه برای بینایی او
2:06
و گفت ای دشمن خدا
2:09
آیا آنچه را که من می شنوم به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گویید؟
2:14
و تو کاری را که من می بینم انجام می دهی
2:17
سوگند به کسی که او را به حق فرستاد
2:19
اگر آن چیزی که من مراقب آن هستم نبود
2:21
با شمشیر به سرت می زدم
2:24
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با آرامش و خندان به عمر نگاه کرد.
2:30
سپس گفت
2:32
ای عمر
2:33
من و او به چیز دیگری نیاز داشتیم
2:37
به من دستور دهد که عملکرد خوبی داشته باشم
2:40
او به او دستور می دهد که خواسته های خوبی داشته باشد
2:43
برو باهاش عمر
2:46
پس حقش را به او می دهم
2:48
بیست عدد خرما اضافه کنید
2:51
در ازای چیزی که می ترسیدی
2:53
پس عمر رضی الله عنه مرا گرفت
2:56
پس او به من حق داد
2:58
او به من بیست صاع خرما داد
3:01
پس به او گفتم
3:03
این افزایش پیدا نکرد
3:05
و او گفت
3:07
رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را برای شما امر فرمود
3:11
در ازای آنچه از تو پنهان کردم
3:13
پس گفتم
3:15
ای عمر
3:16
هیچ نشانه ای از نبوت وجود نداشت
3:20
جز اینکه او را در چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شناختم
3:25
وقتی به او نگاه کردم
3:27
به جز دو مورد که من از او نشناختم
3:31
او از رویاهای خود بی خبر است
3:34
شدت نادانی او فقط رویای او را افزایش می دهد
3:38
من آنها را در آن تست کردم
3:41
بر تو شهادت می دهم ای عمر
3:43
من خدا را به عنوان پروردگار خود پذیرفته ام
3:46
و اسلام دین ماست
3:48
جایی که محمد صلی الله علیه و آله نبی است
3:52
نیمی از پولم را خیریه برای مسلمانان کردم
3:56
سپس با عمر نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برگشتم
4:02
پس پیش از او اسلام آوردم و با او بیعت کردم
4:05
من شاهد صحنه ها با او بودم
4:08
من کی هستم؟
4:14
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:19
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:22
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله