از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 259 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (259)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:18
من یکی از اصحاب بزرگ هستم
0:21
و رازدار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:26
من با پدرم به شهر آمدیم
0:29
ما همراه با مردمش اسلام آوردیم
0:31
پیامبر صلی الله علیه و آله را پذیرفتیم
0:36
پس او رضی الله عنه به من اختیار داد که از مهاجران یا انصار باشم.
0:42
پس انصار را انتخاب کردم
0:45
مردم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از احسان سؤال می کردند
0:50
از او در مورد شر می پرسیدم
0:53
از ترس اینکه او مرا بگیرد
0:55
اسامی منافقین را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وصیت کرد.
1:02
من آن را مخفی نگه داشتم و به کسی در مورد آن چیزی نگفتم
1:06
و احادیث در مورد وسوسه های پیش آمده در امت تا روز قیامت از او ثبت شده است.
1:14
من و پدرم جنگ بدر را از دست دادیم
1:17
چه چیزی مانع از آن شد که شاهد آن باشیم؟
1:19
با این حال به مسافرت رفتیم
1:22
پس کفار قریش را اسیر کردیم
1:25
گفتند محمد را می خواهی
1:29
گفتیم: ما فقط شهر را می خواهیم
1:33
پس با ما عهد بستند که به شهر برویم
1:37
ما با او دعوا نداریم
1:40
وقتی به شهر رسیدیم
1:42
پیغمبر صلی الله علیه و آله این را به ما فرمود
1:46
پس دستور داد که بنشینیم
1:48
گفت: ما عهد و پیمان آنها را انکار کردیم و از خدا یاری می جوییم.
1:54
سپس در جنگ احد شرکت کردیم
1:57
ما با پیامبر صلی الله علیه و آله و با دشمنان کافر او جنگیدیم
2:04
پس از شکستی که برای مسلمانان پیش آمد
2:08
مردم گیج شده بودند
2:11
پدرم را به گمان اینکه با مشرکان است با شمشیر زدند
2:16
سرشان فریاد می زنم
2:18
پدرم، پدرم، او پدر من است
2:21
اما خواست خدا سریعتر بود
2:25
پدرم مورد اصابت شمشیر مسلمانان قرار گرفت
2:28
بنابراین به آنها گفتم
2:30
خداوند شما را ببخشد
2:32
او مهربان ترین رحم کنندگان است
2:35
زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله از این موضوع مطلع شد
2:39
پدرم به من دیه داد
2:41
او آن را نگرفت
2:43
و آن را برای مسلمانان صدقه قرار دهید
2:47
این امر بر مقام و نیکی من نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان افزود.
2:56
روزی عمر بن خطاب رضی الله عنه از من پرسید
3:00
و او به من اصرار کرد
3:02
آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا در زمره منافقان قرار داده است؟
3:07
پس گفتم نه
3:09
من بعد از شما هیچ کس را توصیه نمی کنم
3:12
سپس از من پرسید که آیا کارگران من از منافقین هستند؟
3:17
گفتم بله یکی
3:20
گفت او کیست
3:22
گفتم به شما اشاره نمی کنم
3:25
سپس عمر او را عزل کرد
3:27
انگار به آن اشاره کرد
3:31
عمر رضی الله عنه بود
3:33
اگر مردی بمیرد از من می پرسد
3:36
اگر در نماز شرکت کردی
3:38
درود بر او باد
3:40
حتی اگر در نماز او شرکت نکرده باشم
3:42
عمر شرکت نکرد
3:44
در جنگ نهاوند دیدم
3:49
هنگامی که نعمان بن مقرن رضی الله عنه فرمانده آن لشکر را کشت
3:55
پرچم را گرفتم
3:57
فتح همدان بود
3:59
و آبیاری پدرم چراغی بر دست من است
4:03
شاهد فتح جزیره بود
4:05
و تا دو ویکت پایین رفتم
4:07
و من همانجا ازدواج کردم
4:09
من با مردم عراق در فتح ارمنستان و آذربایجان شرکت کردم
4:14
وقتی تفاوت مسلمانان در خواندن قرآن را دیدم وحشت کردم
4:20
پس خلیفه عثمان بن عفان رضی الله عنه را در مدینه زیارت کردم
4:25
و من به او گفتم
4:27
او امت را پیش از آن که در مورد قرآن اختلاف کنند، شناخت
4:31
پس عثمان رضی الله عنه دستور جمع آوری قرآن را داد
4:36
من کی هستم؟
4:38
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:46
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:50
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله