از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 168 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (168)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:04
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:23
بعد از فتح مکه اسلام آوردم
0:26
من شاعری فصیح بودم
0:29
و یک شوالیه شجاع
0:31
یکی از سرسخت ترین و قدرتمندترین جنگجویان
0:34
و عاشق جنگ
0:36
ذکر نامم در میدان جنگ کافی بود
0:39
ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان
0:43
من رهبر محترم مردمم بودم
0:47
ثروت گسترده
0:49
هزار شتر داشتم
0:51
و مادیانی از اسب عرب
0:54
نام او مرکب است
0:57
بنابراین من همه آن را ترک کردم
0:59
او با پیامبر صلی الله علیه و آله همراهی کرد
1:03
پس برای من دعا کرد
1:05
آیا معامله من را از دست نمی دهید؟
1:08
طلیحه بن خویلد مرتد نشد
1:11
مردم عادی بنی اسد از او پیروی کردند
1:14
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا به سوی خود راهنمایی کرد
1:18
برای ملاقات با او و دفع وسوسه او
1:21
پس آماده شدم تا نزد او بروم
1:24
وقتی قرار بود با طلیحه مسابقه بدم
1:27
خبر رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به من رسید
1:32
پس من و کسانی که همراهم بودند به شهر بازگشتیم
1:35
وقتی خلیفه ابوبکر رضی الله عنه آماده شد
1:40
ارتش برای مبارزه با مرتدان
1:43
پرچم را خالد بن الولد رضی الله عنه در دست داشت
1:47
به او دستور داد تا بسوی بزخا حرکت کند
1:50
به دیدار مرتدان از اسد و غطافان
1:54
من یکی از شاهزادگان سرباز این ارتش بودم
1:58
پس با مرتدان قوم خود جنگیدم
2:01
تا اینکه طلحه شکست خورد
2:04
اسد و غطفان اسلام آوردند
2:07
او خالد بن ولید رضی الله عنه بود
2:10
به شدت به من بستگی دارد
2:13
در فتوحات او در شام
2:16
آنقدر که نفر دوم ارتش شدم
2:19
بعد از خالد رضی الله عنه
2:24
و در جنگ اجنادین
2:27
تعداد رومیان سه برابر تعداد مسلمانان بود
2:31
نود هزار رزمنده بودند
2:34
در حالی که تعداد مسلمانان
2:37
نزدیک به سی هزار جنگجو
2:40
او در این نبرد شجاعت نادری از خود نشان داد
2:43
باعث یک قتل بزرگ شد
2:46
در ردیف رومیان
2:49
موازنه نبرد به نفع مسلمانان تغییر کرد
2:52
در طول نبرد
2:55
زره و پیراهنم را در آوردم
2:58
چون میتوانم به سرعت حرکت کنم
3:01
به محض اینکه دشمنان مرا با سینه برهنه دیدند
3:04
حتی می خواستند مرا بکشند
3:07
و از من استراحت کن
3:10
سی سرباز دورم را گرفته بودند
3:13
تعدادی از آنها را کشتم و بقیه فرار کردند
3:16
بنابراین آنها به من یک نام مستعار دادند
3:19
شیطان سینه برهنه است
3:23
سپس به فرمانده رومی واردان حمله کرد
3:26
و وقتی دید که به سمتش می روم
3:29
او می دانست که من شیطان سینه برهنه هستم
3:32
او از من شنیده بود
3:35
دوئل محکمی بین ما شکل گرفت
3:38
پس با نیزه او را زدم
3:41
نیزه ام سینه اش را سوراخ کرد
3:44
او به کشتن او ادامه داد تا اینکه سرش را برید
3:47
سر او را به مسلمانان وعده دادم
3:50
سپس اگر از اردوگاه مسلمانان طلاق گرفته باشد
3:54
خدا بزرگ است
3:57
دشمن شکست خورد
4:01
و در جنگ مرجد هاشور
4:04
با یکی از رهبران رومی آشنا شدم
4:07
نام او پل است
4:10
او می خواست انتقام دوستش واردان را بگیرد
4:13
بنابراین دوئل بین ما آغاز شد
4:16
بنابراین او را زدم تا اینکه افتاد
4:19
پس شمشیر خود را بلند کردم تا او را بکشم
4:22
و او گفت
4:25
ای خالد مرا بکش
4:28
و اجازه نده این منو بکشه
4:31
خالد رضی الله عنه به او گفت
4:34
بلکه تو و رومیان را کشت
4:38
من کی هستم؟
4:45
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:48
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:51
وقتی قسمت بعدی میاد
4:54
انشاالله