از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 190 از 288

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (190)

◉ 0 بازدید ⏱ 5:13 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:23 یکی از اساتید انصار
0:26 در زمان جاهلیت از بت ها متنفر بودم
0:29 و او را تحقیر کنید
0:31 من به توحید اعتقاد داشتم
0:34 بنابراین
0:35 من یکی از شش نفری بودم که دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله به اسلام را پذیرفتم
0:41 ایشان را ابتدا در موسم حج به مکه دعوت کرد
0:45 سپس به یثرب بازگشتیم
0:47 و اجازه دهید مردم ما
0:49 سپس سال بعد او را با 12 مرد آوردیم
0:54 ما در اولین بیعت عقبه با او بیعت کردیم
0:57 من اولین کسی بودم که در آن روز با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیعت کردم.
1:02 همچنین شاهد بیعت دوم عقبه بود
1:05 من یکی از 12 کاپیتان انصار هستم
1:09 من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم
1:14 من یک چاه در شهر داشتم
1:18 اسمش جاسم است
1:20 آبش خوب بود
1:22 پیامبر صلی الله علیه و آله دوست داشت از آب آن بنوشد
1:28 و یک روز
1:30 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با ابوبکر و عمر ملاقات کرد
1:35 از آنها پرسید چه چیزی تو را بیرون آورد؟
1:38 و او گفت
1:40 گرسنگی ای رسول خدا
1:42 و او گفت
1:44 و من از گرسنگی رانده شدم
1:47 بنابراین آنها به خانه من آمدند
1:49 پیامبر صلی الله علیه و آله به همسرم فرمود
1:53 شوهرت کجاست؟
1:55 و او گفت
1:56 به زودی ای رسول خدا
1:58 رفت برای ما آب بیاورد
2:01 بیا داخل
2:02 وقتی آمدم و دیدمشان
2:04 من از آنها خیلی خوشحال شدم
2:07 و از باغم به نخلی رفتم
2:10 بنابراین من آنها را از آن قطع کردم
2:13 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود
2:17 برای تو کافی است
2:19 پس گفتم
2:20 ای رسول خدا
2:22 از گوشت آن و از میوه های تازه آن می خورید
2:25 و از آن لذت می برید
2:27 بعد رفتم چت تا براشون ذبح کنم
2:31 و مقام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
2:34 ابوبکر و عمر رضی الله عنهم سر تکان دادند و به خواب رفتند.
2:39 بعد از خواب بیدار شدند و غذا پخته شد
2:42 بنابراین آن را در دستان آنها قرار دادم
2:45 پس خوردند و سیر شدند
2:47 و خدا را شکر کردند
2:49 پیامبر صلی الله علیه و آله به دوستم فرمود
2:53 این همان سعادتی است که شما در مورد آن می پرسید
2:57 پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفت
3:01 آیا شما خدمتکار دارید؟
3:03 پس گفتم نه
3:05 او گفت
3:06 اگر اسیران به سراغ ما آمدند، پیش ما بیایید
3:09 دو پسر را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آوردند
3:13 پس به سراغش آمدم
3:15 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
3:18 یکی از آنها را انتخاب کنید
3:20 پس گفتم
3:22 ای پیامبر خدا
3:24 منو انتخاب کن
3:26 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
3:29 مشاور قابل اعتماد است
3:32 اینو بگیر
3:33 دیدم داره نماز میخونه
3:36 و با مهربانی با او رفتار کرد
3:39 پس او را نزد همسرم بردم
3:41 پس آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بود به او گفتم
3:46 او به من گفت
3:48 نه، تو به اندازه ای هستی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وصیت کرده است
3:54 مگر اینکه آزادش کنی
3:56 بنابراین او را آزاد کردم
3:59 من مردی از درختان خرما بودم
4:02 پیامبر صلی الله علیه و آله مرا به خیبر می فرستاد
4:07 تا میوه هایشان را برایشان بیاورند
4:09 و من از آن سهم مسلمانان را استخراج می کنم
4:13 وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
4:17 ابوبکر رضی الله عنه از من خواست که همین کار را انجام دهم
4:22 بنابراین من از او عذرخواهی کردم
4:24 گفت: من در برابر رسول خدا سکوت کردم.
4:28 پس گفتم
4:30 وقتی در برابر رسول خدا صلی الله علیه و آله سکوت کردم، برگشتم.
4:36 دعا کرد و از من طلب بخشش کرد
4:38 حالا چه کسی می تواند از من طلب بخشش کند؟
4:41 پس ابوبکر رضی الله عنه مرا عفو کرد
4:45 من کی هستم؟
4:52 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو به اشتراک بگذارید
4:56 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
5:00 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله