از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 72 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (72)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدی برای اینکه من هستم
0:16
من از اصحاب انصار از خزرج هستم
0:23
او به خاطر جوانمردی، دلاوری و دلاوری در جنگ معروف بود
0:30
اسلام آوردن من به تأخیر افتاد تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله به بدر رفت.
0:36
پس با خودم گفتم
0:38
من خجالت می کشم مردمم شاهد صحنه ای باشند که با آنها شاهد نباشم
0:45
پس من و مردی از قومم از پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کردیم
0:50
ما هنوز تحویل ندادیم
0:52
پس در حالی که در دریاچه باران بود به او رسیدیم
0:56
وقتی مردم من را دیدند از من خوشحال شدند
0:59
چون از شجاعت و کمک من خبر داشتند
1:03
پس گفتم: اى محمد، من آمده ام تا از تو پیروى کنم و به تو ملحق شوم.
1:09
پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود
1:12
آیا به خدا و رسولش ایمان داری؟
1:15
گفتم نه
1:17
گفت: پس برگشت، ما از مشرک کمک نمی گیریم.
1:22
سپس او را در درخت گرفتم
1:24
پس همین را به او گفتم
1:27
او همان مقاله اش را گفت
1:29
سپس او را در البیضا گرفتم
1:32
گفت: آیا به خدا و رسولش ایمان داری؟
1:36
گفتم بله
1:38
گفت: با ما برو.
1:41
پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله بدر را شاهد بودم
1:46
در جریان تهاجم
1:50
با مردی از مشرکان آشنا شدم
1:53
فوق العاده قدرتمند
1:55
ضربه ای به شانه ام زد
1:57
و من او را زدم و کشتم
2:00
چه بدبختی زدم
2:03
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم
2:06
پس به او تف انداخت
2:08
و مادرش به جای او گل رز دارد
2:11
بنابراین شانه من به همان چیزی که بود بازگشت
2:14
اما آثاری از این ضربه باقی ماند
2:18
سپس با دختر آن مرد بعد از اسلام آوردن ازدواج کردم
2:23
او به من می گفت که شوخی می کند
2:26
مردی را نکش و این روسری را بپوش
2:30
منظورت علامت ضربه پدرش روی شانه من است
2:35
پس بهش میگم
2:37
مردی را نکش که پدرت را به جهنم رساند
2:41
من کی هستم؟
2:43
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
2:49
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
2:53
وقتی قسمت بعدی میاد
2:56
انشاالله
3:19
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
3:24
این ستاره ستاره آسمان و تپه است
3:29
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
3:34
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است