از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 162 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (162)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:04 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:22 از مردم حمیره در یمن
0:25 من اهل فارس هستم
0:27 که توسط خسرو به یمن فرستاده شدند
0:30 حبشه را از آن تبعید کردند و شکست دادند
0:34 من پسر خواهرم نگوس هستم
0:37 و من قاتل شیرهای سیاهم
0:40 چه کسانی در یمن ادعای نبوت کردند
0:44 بعد از بحث خداحافظی
0:47 پیامبر صلی الله علیه و آله بیمار شد
0:50 این خبر در سراسر جزیره پخش شد
0:53 برخی از کسانی که ایمان ضعیفی داشتند مرتد شدند
0:56 برخی از آنها ادعای پیامبری کردند
0:59 از جمله شیرهای انسی در یمن هستند
1:02 معروف و خوش بیان بود
1:05 او می تواند مردم را متقاعد کند
1:08 با حرف های شیرینش و زرنگی دستش
1:11 تا اینکه خیلی ها دنبالش رفتند
1:14 وقتی خبر به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید
1:19 برای ما در یمن پیام بفرستید
1:22 او ما را ترغیب می کند که این نزاع را در غنچه خفه کنیم
1:27 او به ما دستور می دهد که سیاهی را از بین ببریم
1:31 پس به سرعت دستور پیامبر صلی الله علیه و آله را اجرا کرد
1:37 بنابراین با پسر عمویم آزاد به توافق رسیدم که او را بکشم
1:42 آزاد همسر الاسود الانسی است
1:46 مرد بد اخلاق پس از کشتن شوهرش با او ازدواج کرد
1:50 از او متنفر بود
1:53 پس مخفیانه وارد قصر الاسود الانسی شدم
1:56 آزاد درها را به روی من باز کرد
1:59 و وقتی هوا تاریک شد
2:01 وارد قصر شدم
2:03 دیدم پسر عمویم دم در اتاقش منتظرم است
2:07 به من اشاره کرد که دشمن خدا اسود الانسی کجا خوابیده است
2:13 پس وارد اتاق شدم و به سمت تختش رفتم
2:17 پس با شمشیر بر گردن او زد
2:20 صدایی مثل ناله کردن گاوها شروع شد
2:24 وقتی نگهبانان صدا را شنیدند
2:27 به سمت اتاق حرکت کردند
2:29 پرسیدند این چیست؟
2:31 پسر عمویم به آنها گفت
2:34 برو که این پیامبر خداست که به او وحی می رسد
2:39 پس رفتند
2:42 تا سحر داخل قصر ماندم
2:45 سپس به سمت دیوار قصر رفتم
2:48 پس بر او ایستادم و اذان را بلند کردم
2:51 تا اینکه شهادت دادم که محمد رسول الله است
2:56 بعد گفتم
2:58 شهادت می دهم که اسود الانسی دروغگو است
3:02 وقتی مسلمانان صدای اذان را شنیدند
3:05 از هر طرف آمدند
3:07 نگهبانان با آنها مقابله کردند
3:10 پس سر شیر سیاه را به طرف آنها پرتاب کردم
3:13 پس عقب نشینی کردند
3:15 و در شهر
3:18 این خبر از بهشت به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید
3:23 پس بیرون رفت و مردم را موعظه کرد
3:26 و او گفت
3:27 الاسود الانسی دیروز کشته شد
3:30 مرد مبارکی او را کشت
3:33 از خانواده ای پربرکت
3:36 من کی هستم؟