از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 74 از 274
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (82)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب انصار و از پیشوایان آنها در عهد دوم عقبه هستم.
0:27
خانواده و پولم را در خدمت اسلام گذاشتم
0:31
در جنگ بدر و احد شرکت کرد
0:34
و در آنجا به شهادت رسید
0:37
در شب جنگ احد
0:40
به پسرم زنگ زدم و گفتم
0:43
من فقط فردا خود را کشته می بینم
0:46
اولین نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شد
0:50
من هرگز کسی را برای خودم عزیزتر از تو پشت سر نمی گذارم
0:54
غیر از روح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:58
من یک بدهی دارم، آن را پرداخت کنید
1:01
با خواهرات خوب رفتار کن
1:04
وقتی صبح شد
1:07
برای جنگ به طرف کوه احد بیرون رفتیم
1:10
پس عبدالله بن عبی را رئیس منافقان گرفتیم
1:13
یک سوم ارتش
1:15
پس نزد او رفتم و نصیحتش کردم که برگردد
1:18
اما او نپذیرفت
1:20
پس به او گفتم
1:22
لعنت بهت خدا دورت کنه
1:25
خداوند متعال شما را از رسولش صلی الله علیه و آله امان می دهد
1:30
و زمانی که درگیری شروع شد
1:35
با تمام شوق و طمع شهادت به سوی مشرکان رهسپار شدم
1:40
من اولین کشته جنگ بودم
1:43
و مشرکان مثل من
1:46
پس خواهرم برای من گریه کرد
1:48
پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود
1:52
اول گریه کن گریه کن
1:55
فرشتگان با بال های خود او را گمراه کردند تا اینکه تو را بلند کردند
2:01
سپس مرا در محل جنگ دفن کردند
2:04
سپس خداوند متعال در مبارزه بی حجاب با من سخن گفت
2:11
او به من گفت
2:13
آرزو کن بنده
2:15
از من بخواه تا هر چه می خواهی به تو می دهم
2:18
پس گفتم
2:19
پروردگار
2:20
تو مرا زنده کن و من دوباره برایت خواهم کشت
2:23
خداوند متعال به من فرمود
2:25
قبلاً هم گفته ام که به آن بازنمی گردند
2:31
پس گفتم
2:32
پروردگار
2:33
به کسانی که پشت سرم هستند اطلاع خواهم داد
2:36
سپس خداوند متعال نازل کرد
2:38
و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند
2:44
بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند
2:49
این فضیلت برای کسی جز من ثابت نشده است
2:54
بعد از 46 سال سیل آمد و چند قبر را نبش قبر کرد
3:01
آمدند جای من را عوض کنند
3:04
مرا در قبرم دیدند که انگار خوابم
3:08
وضعیت من کم یا زیاد تغییر کرده است
3:12
وقتی بلندم کردند دستم از زخمم فاصله گرفت
3:16
پس چنان خون ریختیم که گویا قیامت کشته شده است
3:21
دستم را سر جایش گذاشتند
3:24
بنابراین خون متوقف شد
3:26
من کی هستم؟
3:56
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:01
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:06
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
4:11
و عالم خودپسندی بر آنها آشکار شده است