از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 49 از 242
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (70)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدی برای اینکه من هستم
0:16
من یکی از اصحاب هستم
0:21
از مهاجران سابق تا اسلام
0:25
من اصالتاً عرب هستم
0:27
اما رومی ها به ما حمله کردند
0:30
و مرا به اسارت بردند
0:32
بنابراین من در میان آنها بزرگ شدم
0:34
تا اینکه زبانم لهجه خارجی داشت
0:38
سپس مردی از قبیله کلب مرا خرید
0:42
او مرا در مکه فروخت
0:44
عبدالله بن جدان مرا خرید
0:47
او هوش من را تحسین می کرد
0:49
پس آزادم کن
0:51
مشغول تجارت بودیم
0:53
تا اینکه پول زیادی داشتم
0:56
من با اولین دعوت مسلمان شدم
1:00
پس با رسول خدا صلی الله علیه و آله هجرت کردم
1:03
و ابوبکر رضی الله عنه
1:06
سوم شدن
1:08
اما کفار مانع من شدند
1:11
وقتی او مرا احساس می کند
1:13
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر من پیشی گرفت
1:17
و من دیر رسیدم
1:19
آنگاه که توانستم از دست مشرکان فرار کنم
1:25
او به شهر مهاجرت کرد
1:27
بنابراین آنها به دنبال من آمدند
1:29
وقتی به من رسیدند
1:31
از کوه پیاده شدم
1:33
و من به آنها گفتم
1:35
تو می دانستی که من بودم که به تو شلیک کردم
1:38
خدا رحمت کند
1:40
به من نمیرسی
1:42
تا اینکه هر تیری را که دارم به سوی یکی از شما به تیرکم پرتاب کنم
1:47
آنگاه با شمشیر تو را خواهم زد
1:50
طوری که چیزی در دستانم نماند
1:53
پس اگر خواستی ادامه بده
1:56
و گفتند
1:57
تو به عنوان یک ولگرد بیچاره به سراغ ما آمدی
2:00
ما پول بیشتری داریم
2:02
و بین ما به آنچه رسیده است رسیده است
2:05
حالا با خودت و پولت برو بیرون
2:08
بنابراین به آنها گفتم
2:10
اگه پولمو نشونت بدم
2:12
مرا تنها بگذار
2:14
گفتند بله
2:16
بنابراین آنها را به او نشان دادم
2:18
وقتی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
2:23
دریافتم که وحی پیش از من بوده است
2:26
و او گفت
2:28
ربیع السال، ابویحیی
2:30
سه بار
2:32
پس گفتم
2:33
ای رسول خدا چه کسی تو را می شناسد؟
2:36
و هیچکس از من پیشی نگرفت
2:39
فقط جبرئیل به شما گفت
2:42
و قول خداوند متعال بر من نازل شد
2:45
بعضی ها خودشان می خرند
2:50
طلب رضای خدا
2:54
خداوند نسبت به بندگانش مهربان است
3:01
من سبک دل بودم
3:03
چشمک زدن حال
3:05
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا دید
3:08
من یک روز غذای مرطوب می خورم
3:11
یکی از چشماش افتالمیا داشت
3:14
با خنده به من گفت
3:16
آیا در حالی که چشمان شما خاکستر است غذای مرطوب می خورید؟
3:20
پس گفتم
3:21
و هر پاس
3:23
با چشم دیگرم میخورم
3:28
امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه
3:34
به من دستور داد که مردم را به نماز اقامه کنم
3:37
تا اینکه مردم شام پس از او خلیفه را انتخاب کنند
3:41
پس با آنها نماز خواندم
3:43
من کی هستم؟
4:01
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:06
اگر پیغمبر میخواست یا میگفت، از پیامبر پیروی میکرد
4:11
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
4:16
در میان ما برخیز و آنان را بزرگوار یاد کن
4:21
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:27
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:32
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
4:37
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است