از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 229 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (229)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:34 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:03 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من یکی از اصحاب هستم
0:19 مؤذن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:23 از بنی جمعه
0:26 برادرم انیس در روز بدر به عنوان کافر کشته شد
0:29 من در آن زمان دانشمند جوانی بودم
0:32 من در روز فتح مکه اسلام آوردم
0:35 من شانزده ساله هستم
0:37 من یکی از مهربان ترین مردم بودم و مهربان ترین صدا را داشتم
0:41 پس پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داد
0:44 با اقامه اذان در مکه
0:47 من اولین مؤذن در مسجد جامع بودم
0:51 تا مرگ من
0:53 برای پسرم و پسرم و پسرم اذان ماند
0:56 چندین سال
0:58 پس از فتح مکه با گروهی از قریش بیرون رفتم
1:03 حتی اگر به نوعی باشیم
1:06 لشکر مسلمانان را دیدیم
1:08 از حنین برگشتند
1:11 صدای مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدیم
1:16 او اذان می کند
1:18 بنابراین ما آنها را مسخره کردیم
1:20 با صدای بلند اذان می کردم و مؤذنشان را مسخره می کردم
1:25 مسلمانان صدای مرا شنیدند
1:28 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
1:31 با آوردن ما
1:33 پس آمدیم و در برابر او ایستادیم
1:37 گفت من صدای اذان را کدام یک از شما شنیدم؟
1:43 پس همه مردم به من اشاره کردند
1:46 و آنها آن را باور کردند
1:47 بنابراین او همه آنها را فرستاد و مرا حبس کرد
1:50 بنابراین من برای خودم ترسیدم
1:53 به من گفت: برخیز و اذان کن.
1:57 بنابراین من در دستان او ایستادم
1:59 هیچ چیز نزد من منفورتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیست
2:04 و نه آنچه او به من دستور می دهد
2:07 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خود اذان داد
2:12 جمله به جمله آن را به من یاد می دهد
2:16 بعد که اذان تمام شد مرا صدا زد
2:19 او یک بسته حاوی مقداری نقره به من داد
2:23 سپس دستش را روی قفسه ی جلوی من گذاشت
2:26 بعد به صورتم دستور داد
2:28 بعد روی جگرم
2:30 تا اینکه دست رسول خدا صلی الله علیه و آله به ناف من رسید
2:35 سپس گفت
2:37 خداوند شما را خیر و برکت دهد
2:41 پس هر چه مال رسول خدا صلی الله علیه و آله بود در دل بغض من رفت.
2:48 اینها همه از روی عشق به رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
2:54 پس گفتم یا رسول الله
2:57 اذان مکه را بگو
3:00 گفت انجام دادم
3:02 پس نزد عطاب بن آسید رضی الله عنه آمدم
3:06 او امیر مکه است
3:08 وضعیتم را با رسول خدا صلی الله علیه و آله به او گفتم
3:13 او جواب من را داد
3:15 از آن به بعد مؤذن مسجد جامع شدم
3:19 تا اینکه مرد
3:22 من به شهر مهاجرت نکردم
3:24 بخاطر تعهدم به اذان بیت الله الحرام
3:28 و من هرگز موهایم را اصلاح نکردم
3:32 زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را با دست پاک کرد
3:39 امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه به مکه آمد.
3:44 وقتی وقت نماز فرا رسید
3:46 بلند شدم و اجازه دادم
3:48 عمر چون شنید مرا آزار داد
3:51 به من زنگ زد و گفت
3:53 صدای شما چیست؟
3:55 نمی ترسی از شدت صدای مچ پات شکافته بشه؟
4:00 عرض کردم یا امیرالمؤمنین
4:03 به ما ارائه شده است
4:05 من عاشق شنیدن صدایت بودم
4:08 من کی هستم؟
4:14 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:18 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:22 وقتی قسمت بعدی میاد
4:24 انشاالله