از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 126 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (126)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:04
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من یکی از همراهان مهاجر زن هستم
0:21
من پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابولهب هستم
0:26
که از دشمن ترین افراد با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
0:32
مادرم هم همینطور
0:35
پس خداوند سوره مسد را به نام او نازل کرد
0:39
اما من ایمان را بر کفر ترجیح دادم
0:44
پس اسلام آوردم و پدرم را ترک کردم
0:47
او به شهر مهاجرت کرد
0:49
در آن دیحیه بن خلیفه الکلبی رضی الله عنه با من ازدواج کرد
0:55
مردم از پدر و مادرم به من صدمه می زدند
1:00
به من می گویند تو دختر ابولهب هستی
1:04
تو دختر هیزمی
1:06
که خداوند متعال در این باره می فرماید
1:09
دست پدرم لهب توبه کرد و او توبه کرد
1:13
مهاجرت شما هیچ فایده ای برای شما ندارد
1:16
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و عرض کردم
1:21
ای رسول خدا آیا فرزندان کفار غیر من هستند؟
1:25
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:29
و آن چیست؟
1:31
گفتم زنان بنی زریق به خاطر پدر و مادرم مرا آزار داده اند
1:37
می گویند دختر هیزم
1:41
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:45
اگر نماز ظهر را میخوانم، هر جا که دیدم، نماز بخوانم
1:49
پیامبر صلی الله علیه و آله نماز ظهر را خواند
1:53
سپس به مردم نزدیک شد و ساعتی بر منبر نشست
1:58
سپس فرمود: ای مردم!
2:02
مردمی که از نسب و بستگانم به من آزار می رسانند چه می شود؟
2:07
مگر کسانی که به نسب من و نزدیکانم آسیب می رسانند
2:11
او به من صدمه زد
2:13
هر که مرا آزار دهد خدا را آزرده است
2:18
عمر بن خطاب رضی الله عنه از جا پرید و گفت
2:22
هر که تو را به خشم آورد خدا را غضب کن یا رسول الله
2:26
سپس حضرت رضی الله عنه فرمودند
2:29
مرده نمی تواند به انسان زنده آسیب برساند
2:32
دو خواهر و سه برادر داشتم
2:36
همگی در روز فتح مکه اسلام آوردند
2:39
به جز برادرم اوتیبه اسلام را قبول نداشت
2:43
او یکی از دشمنان سرسخت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود
2:48
یک روز در مکه بودیم
2:51
برادرم اوتایبا می خواست به شام برود
2:55
گفت: نزد محمد میآمدیم و ضرر میکردیم.
3:00
نزد او آمد و گفت: ای محمد.
3:04
من به ستاره اگر بدرخشد کافر هستم
3:07
و با آن که نزدیک شد، او را راهنمایی کن
3:10
سپس آب دهان را جلوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انداخت
3:15
پیامبر صلی الله علیه و آله خشمگین شد
3:18
او را صدا زد و گفت:
3:21
خدایا یکی از سگ هایت را به او بده
3:25
بنابراین برادرم با دوستانش در ایر به شام رفتند
3:29
حتی اگر در راه باشند
3:32
صدای غرش شیر را شنیدند
3:35
دل برادرم را لرزاند
3:41
به او گفتند: «چرا می لرزی؟»
3:45
گفت محمد علی را دعوت کرد
3:49
دعوتنامه ای دریافت نمی کند
3:52
وقتی خوابیدند دورش را گرفتند
3:55
و او را در میان خود قرار دادند
3:58
بعد شیر آمد و یکی یکی سرشان را بو کرد
4:03
تا اینکه با برادرم اوتایبا تمام شد
4:06
سرش را شکست و او را کشت
4:09
دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله برآورده شد
4:14
من کی هستم؟
4:26
پاسخ صحیح را در نظرات ارسال کنید
4:29
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله