از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 13 از 264

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | ح رقم (15) | أبو بصير (عتبة بن أسيد) رضي الله عنه

◉ 0 بازدید ⏱ 5:00 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 توقف کنید
0:03 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب مکه هستم
0:23 من اسلام آوردم و از مستضعفین بودم
0:26 من نتوانستم مهاجرت کنم
0:29 پس از عهدنامه حدیبیه
0:31 من توانستم از دست مشرکان فرار کنم
0:34 پس شهر آمد
0:37 پس قریش از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند
0:41 تا مرا به آنها برگرداند
0:43 زیرا او با آنها آشتی کرده بود به شرطی که به آنها پاسخ دهد
0:47 هر که مسلمان بیاید
0:50 آنها دو نفر از مردان خود را دنبال من فرستادند
0:53 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد
0:57 او به من گفت
0:59 این افراد همانطور که می دانید با ما صلح کرده اند
1:04 و ما خیانت نمی کنیم
1:06 حقیقت با مردم شماست
1:08 پس گفتم
1:10 ای رسول خدا
1:12 مرا به مشرکانی برگردان که مرا در دینم وسوسه می کنند
1:16 ایشان رضی الله عنه فرمودند
1:19 صبور باش و بشمار
1:21 خدا آن را برای شما ساخته است
1:23 و برای کسانی که با شما ضعیف هستند
1:26 از مؤمنان مایه آرامش و راه نجات است
1:29 بنابراین من با آنها بیرون رفتم
1:31 حتی اگر در ذی الحلفه بودیم
1:34 کنار یک دیوار نشستیم
1:37 به یکی از آنها گفتم
1:39 شمشیر خود را تیز کن
1:41 گفت بله
1:43 گفتم بگذار نگاهش کنم
1:46 گفت: اگر بخواهی.
1:49 پس شمشیر برداشتم
1:51 پس به گردنش زدم
1:54 وقتی دوستش این را دید
1:56 به سمت شهر فرار کرد
1:59 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت
2:03 در مسجد نشسته است
2:05 و او گفت
2:07 دوستت دوست من را کشت
2:09 به خدا او قاتل من است
2:12 حرفش را تمام نکرد
2:14 تا اینکه با شمشیر زدن بر آنها ظاهر شدم
2:18 و من گفتم
2:19 ای رسول خدا
2:21 شما از دنیا رفته اید
2:23 خودداری کردم
2:25 ایشان رضی الله عنه فرمودند
2:28 وای بر مادرش!
2:30 خشم جنگ
2:32 اگر مردها همراهش بود
2:34 پس بیرون رفتم تا با چوب پایین آمدم
2:38 این مسیر مردم مکه به شام بود
2:42 سپس مسلمانانی که در مکه بودند درباره من شنیدند
2:46 بنابراین آنها به دنبال من آمدند
2:48 تا اینکه تبدیل به باند مسلمان شدیم
2:53 نزدیک به شصت هفتاد مرد
2:57 ما مردی از قریش را شکست نمی دهیم
3:00 مگر اینکه او را بکشیم
3:02 کاروان آنها از ما نمی گذرد
3:05 مگر اینکه ما آن را گرفته باشیم
3:07 تا اینکه قریش به رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه نوشتند
3:12 از او می خواهند که ما را بپذیرد
3:15 آنها به ما نیاز ندارند
3:19 پس به رسول خدا صلی الله علیه و آله نامه نوشت
3:23 برای انجام این کار با کسانی که با من هستند
3:26 سپس کتاب برای من آمد
3:28 من در بستر مرگم
3:31 پس علی ابوجندل رضی الله عنه تلاوت کرد
3:34 کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:38 بنابراین به آنها گفتم
3:40 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله برو
3:45 و سلام مرا به او برسان
3:48 روحم لبریز شد
3:50 و کتاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:54 روی سینه ام
3:56 من کی هستم؟
4:00 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:04 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:08 وقتی قسمت بعدی میاد
4:11 انشاالله
4:13 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:18 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد
4:23 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
4:28 پس یاد ما بزرگ می شود
4:33 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:38 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:43 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
4:48 و دنیای عناد برایشان زیبا بود