از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 49 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (49)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:36 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 توقف کنید
0:03 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12 یک چالش جدی برای اینکه من هستم
0:16 من یکی از همراهان مهاجر هستم
0:22 از جمله ده بهشت موعود
0:26 من در گذشته در مکه مسلمان شدم
0:28 با پیامبر صلی الله علیه و آله شهادت دادم
0:31 همه صحنه ها
0:34 من یکی از قهرمانان و رهبران نبردها بودم
0:39 من جوانی بودم و به مادرم وفادار بودم
0:42 من او را خیلی دوست دارم و او هم همینطور
0:46 وقتی مسلمان شدم به من گفت
0:49 این چه دینی است که شما آفریدید؟
0:52 این دینت را رها کن
0:55 یا تا بمیرم نه می خورم و نه می نوشم
0:58 پس تو به من فحش میدی
1:00 گفته می شود: ای قاتل مادرش
1:03 به او گفتم: «این کار را نکن ملت.»
1:07 من هر کاری بکنید دینم را ترک نمی کنم
1:11 یک روز و یک شب را بدون خوردن گذراند
1:15 بنابراین سخت کار کردم
1:18 گفتم: به خدا قوم.
1:21 اگر صد روح داشتی
1:24 پس یکی یکی بیرون رفتم
1:26 من برای هیچ چیز این دین را رها نکردم
1:29 اگر می خواهید بخورید یا نخورید
1:33 وقتی او آن را دید
1:35 خوردم و نوشیدم
1:37 و خداوند در قول متعال خود نازل کرد
1:40 و اگر تلاش کنید
1:44 شریک کردن چیزی که به آن علم ندارید
1:49 از آنها اطاعت نکنید
1:52 و همنشینشان در دنیا معلوم است
1:56 و راه کسانی را که به سوی من روی می آورند، دنبال کن
1:59 سپس به مرجع شما
2:02 سپس شما را از آنچه انجام می دادید آگاه می کنم
2:08 من اولین کسی هستم که پیشرفت در راه خدا را دیدم
2:14 اگر می خواستیم نماز بخوانیم کجای مکه بودیم
2:18 به سمت صخره رفتیم
2:20 ما دعاهای خود را از مردم خود پنهان می کردیم
2:24 در حالی که با جمعی از مسلمانان بودم
2:27 در یکی از خیابان های مکه
2:29 هنگامی که گروهی از قریش در برابر ما ظاهر شدند
2:33 از دین ما انتقاد کردند
2:35 پس جنگیدیم
2:37 پس عبدالله بن خطل را زدم
2:39 با استخوان شتر
2:41 پس سرش را شکستم
2:43 این اولین خونی بود که در اسلام ریخته شد
2:49 من هم اولین نفری بودم که یک تیر پرتاب کردم
2:52 به خاطر خدا
2:54 من یکی از تیراندازان ماهر بودم
2:57 در جنگ احد
2:59 پیامبر صلی الله علیه و آله اشعار خود را برای من خواند
3:03 و او گفت
3:05 مامان و بابام رو بیار
3:08 من مشرکان را کشتم
3:10 و آنان را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بازداشتم
3:15 یکی از آنها را دیدم که در میان مسلمانان بدی بزرگ می کرد
3:19 بنابراین با تیری که تیغه ای نداشت از بین رفت
3:22 ضربه ای به پیشانی اش زدم
3:24 به پشت افتاد
3:26 و برهنگی او آشکار شد
3:28 رسول خدا صلی الله علیه و آله خندید
3:32 تا اینکه به نظر می رسید او آنجاست
3:34 من کی هستم؟
3:36 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
3:41 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
3:46 وقتی قسمت بعدی میاد
3:49 انشاالله
3:51 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
3:56 هنگامی که رسول می خواست یا می گفت، از پیامبر پیروی می کردند
4:01 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
4:06 پس یاد ما بزرگ می شود
4:11 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:16 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:22 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
4:27 و جهان نفس برای آنها آشکار شده است