از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 164 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (164)

◉ 0 بازدید ⏱ 5:04 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب انصار هستم
0:22 در هجده سالگی مسلمان شدم
0:26 من در جوانی سرکش شاهد بیعت دوم عقبه بودم
0:30 من موی صورتم ندارم
0:33 من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم
0:38 فقیه و حافظ قرآن شدم
0:43 حتی پیامبر صلی الله علیه و آله به اصحاب خود توصیه می کرد
0:47 تا قرآن را از من بگیرند
0:50 مرا به حلال و حرام داناترین مردم امت معرفی کرد
0:55 در مورد من هم گفت
0:58 در روز قیامت به محضر علما خواهم آمد
1:02 او به من پاسخ می دهد و بین آنها راتوا به معنای شلیک تیر است
1:06 اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شبیه من بودند
1:11 سوگند به ابراهیم علیه السلام
1:14 زیرا ابراهیم الخلیل علیه السلام
1:17 او ملتی خداترس بود
1:20 یعنی مطیع خدا و معلم نیکی به مردم
1:24 و من هم بودم
1:28 پیامبر صلی الله علیه و آله گرفت
1:31 اگر تامرا گفت
1:34 قسم می خورم که دوستت دارم
1:37 پس گفتم: به خدا سوگند من تو را دوست دارم ای رسول خدا.
1:42 گفت: من تو را نصیحت می کنم
1:45 هر دعایی را که می خوانید پشت سر نگذارید
1:49 خدایا میخواهم به یاد تو باشم و از تو تشکر کنم
1:52 و تو را نیکو پرستش کنم
1:55 زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مکه را فتح کرد
2:00 او مرا در آن انداخت
2:03 من به آنها قرآن می آموزم و دین را به آنها می فهمانم
2:07 قبل از مرگش رحمت الله علیه
2:10 او مرا به یمن فرستاد
2:13 او با من بیرون رفت و با من خداحافظی کرد و مرا نصیحت کرد
2:16 و من سوار هستم
2:18 و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:21 زیر کف دستم راه می رود
2:24 وقتی حرفش تمام شد گفت:
2:26 که بعد از این سال مرا ملاقات نخواهی کرد
2:29 شاید بتوانی از کنار مسجد و قبر من بگذری
2:34 پس از غم فراق از رسول خدا صلی الله علیه و آله گریه کردم.
2:40 هنگامی که ابوعبیده رضی الله عنه به طاعون عماوس مبتلا شد.
2:46 ما در فتوحات شام هستیم
2:49 ایام خلافت عمر بن الخطاب رضی الله عنه
2:53 مرا جانشین خود بر مردم قرار ده
2:56 و مردم به من گفتند
2:58 از خدا می خواهم که این شرم را از سر ما بزداید
3:02 گفتم بورگ نیست
3:06 اما این دعوت پیامبر شماست
3:09 و مرگ صالحان پیش روی شماست
3:12 و شهادتی که خداوند از میان شما هر که را بخواهد برمی گزیند
3:18 بعد گفتم
3:20 خدایا سهم خانواده ام را از آن بیشترین سهم را قرار بده
3:26 همسران و پسرانم با چاقو خوردند و همه جان باختند
3:31 به انگشت شستم چاقو خوردم
3:33 پس شروع کردم به گفتن
3:35 من دوست ندارم قرمز داشته باشم، بله
3:39 وای خدا کوچولو هست پس بیامرزش
3:44 پس خدا جوابم را داد
3:46 آرزوی من بود
3:50 و وقتی بمیرم
3:52 به آسمان نگاه کردم و گفتم
3:56 خدایا من از تو می ترسیدم
3:59 اما امروز به شما التماس می کنم
4:02 خدایا تو می دانی که من دنیا و ماندن طولانی در آن را برای کاشتن درخت دوست نداشتم
4:10 و رودخانه ها جاری می شوند
4:12 اما برای ساعات گرم و نماز شب
4:17 و ازدحام علما هنگام تراشیدن آلت
4:21 خدایا جانم را با آنچه از روح مؤمن می پذیری بپذیر
4:28 سپس روح من از خانواده ام فرار کرد
4:32 دعوت به سوی خدا و تلاش در راه او
4:37 من کی هستم؟
4:55 خدایا