از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 236 از 256
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (270)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدی برای اینکه من هستم
0:16
من از اصحاب انصار هستم
0:21
یکی از شعرای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:25
من در گذشته مسلمان شدم
0:27
شاهد بیعت عقبه بود
0:30
شعرم را در دفاع از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و اسلام ساختم
0:36
او در تمام تهاجمات شرکت داشت
0:39
به جز اوایل
0:40
جایی که او قصد رفتن ما را نداشت
0:43
و در یکی
0:45
من اولین کسی بودم که پس از شایعه رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از کجای او مطلع شدم.
0:51
بنابراین من آن را به مردم اعلام کردم
0:53
برای دفاع از او سخت جنگیدم
0:57
تا اینکه 17 عمل جراحی انجام دادم
1:00
نزدیک بود بمیرم
1:04
من یکی از سه نفری بودم که در جنگ تبوک جا ماندند
1:08
پس خداوند توبه آنها را پذیرفت
1:10
ناکامی من در انجام این کار فقط به دلیل تعلل بود
1:15
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ما را از قصد خروج به تبوک خبر داد.
1:22
در آن زمان من با امورم راحت بودم و پول زیادی داشتم
1:26
پس گفتم
1:27
من فردا میرم دستگاهمو میخرم
1:30
پس برو تو باغ من
1:32
بنابراین من مشغول میوه های خوب و سایه های فراوان هستم
1:36
تا آن روز برسد
1:38
من چیزی از دستگاهم دریافت نکردم
1:41
و من آن را همینطور نگه داشتم
1:44
تا اینکه مردم بیرون آمدند
1:46
پس گفتم
1:47
فردا دستگاهم را می خرم و سپس به آنها ملحق می شوم
1:50
من شما را از این کار منع نکردم
1:52
تا اینکه ارتش دور شد
1:55
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه بازگشت
1:59
منافقین آمدند تا از او عذرخواهی کنند
2:02
عذر آنها را می پذیرد
2:04
امور آنها به خداوند متعال واگذار شده است
2:07
وقتی به سراغش آمدم
2:09
منو دید و مثل یه مرد عصبانی لبخند زد
2:13
و او گفت
2:14
پشت سرت چیه؟
2:16
گفتم
2:17
به خدا سوگند اگر در دستان دیگری بنشینم
2:20
با بهانه ای از عصبانیت او از من فرار می کردم
2:23
جنجال به شما داده شده است
2:25
ولی من می کنم یا رسول الله
2:28
تا زمانی که احساس گناه کنی
2:31
ایشان رضی الله عنه فرمودند
2:34
اما این درست است
2:37
بایست تا خدا برایت تصمیم بگیرد
2:40
بنابراین من ایستادم
2:42
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:45
مردم حرف مرا منع کردند
2:48
بنابراین به بازار رفتم
2:50
هیچ کس با من صحبت نمی کند
2:52
مردم من را انکار می کنند
2:54
حتی آنها کسانی نیستند که من می شناسم
2:57
و زمین از آنچه پذیرفته بود باریکتر شد
3:00
من به مسجد می آمدم
3:02
پس وارد می شوم و در آنجا نماز می خوانم
3:04
و پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
3:07
پس به او سلام کردم
3:09
پس به صورتش نگاه می کنم و می گویم
3:12
در جواب سلام لب هایش را تکان داد؟
3:15
و یک روز
3:18
در حالی که در بازار قدم می زدم
3:21
به عنوان یک مسیحی، او پیامی برای من می آورد
3:24
از پادشاه غسان
3:26
و پس از آن
3:29
به من رسیده است که دوست شما
3:32
او تو را محروم و طرد کرده است
3:34
من در محل اسراف و آبروریزی نیستم
3:37
به عنوان تسلی دهنده خود به ما بپیوندید
3:39
گفتم: این مصیبت است.
3:43
پس فر را برایش روشن کردم
3:45
و من آن را سوزاندم
3:47
و من همینجوری موندم
3:49
پنجاه شب
3:51
سپس خداوند نازل کرد
3:53
توبه او بر من است
3:55
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت
3:58
پس در مسجد نشسته بود
4:01
مسلمانان دور او را گرفتند
4:03
او رضی الله عنه به من گفت
4:06
به روزی که بر تو می رسد بشارت می دهم
4:09
پس گفتم ای پیامبر خدا
4:12
این بخشی از توبه من است که صحبت نمی کنم
4:15
جز اینکه صادق باشیم
4:17
که تمام پولم را رها کنم
4:19
و آن را به خدا صدقه می دهم
4:21
ایشان رضی الله عنه فرمودند
4:24
مقداری از پول خود را دریافت کنید
4:27
برای شما بهتر است
4:29
گفتم: دو تا تیر در دست دارم.
4:32
آن که در خیبر است
4:35
روزی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفتم
4:39
ای رسول خدا
4:41
خداوند آنچه را که درباره شاعران نازل کرده، نازل کرده است
4:45
ایشان رضی الله عنه فرمودند
4:47
مجاهد با شمشیر و زبانش می جنگد
4:51
سوگند به کسی که جان من در دست اوست
4:53
آنچه به سوی آنها پرتاب میکنید، نجابت را تراوش میکند
4:57
قبیله دوس اسلام آوردند
5:00
از ترس خونه گفتم
5:03
همه شبهه ها را از بین بردیم
5:06
و خیبر بعد شمشیر کشیدیم
5:09
حتی اگر صحبت کند آن را تلفظ می کنیم
5:12
برششان می گفت دسا یا ثقیف
5:16
پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود
5:20
پروردگارت تو را فراموش نکرده است
5:22
و پروردگارت هرگز فراموش نکرده است
5:25
بتا گفتم
5:27
گفتم چیه؟
5:29
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
5:32
بخوان ابوبکر
5:34
ابوبکر گفت
5:36
سخینا ادعا کرد که پروردگارش را شکست خواهد داد
5:40
آنها بر فاتحان چیره نمی شوند
5:44
من کی هستم؟