از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 108 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (108)

◉ 242 بازدید ⏱ 4:25 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از انصار و از بزرگان مدینه و استاد بنی سلامه هستم
0:27 من آخرین نفر از انصار بودم که اسلام آوردم
0:30 هنگامی که مصعب بن عمیر رضی الله عنه به عنوان فرستاده به مدینه آمد
0:35 بیشتر مردم مدینه برای آموزش اسلام به مردمش اسلام آوردند
0:40 پسران بنی سلمه از جمله معاذ بن جبل و پسرانم معاذ، معاذ و خلد.
0:49 همه آنها اسلام آوردند، اما من اسلام را نپذیرفتم
0:55 رهبران و بزرگان طبق رسم پیش از اسلام برای خود بت خاصی داشتند.
1:04 در خانه های خود او را می پرستند، پس من در خانه خود برای خود بت ساختم و آن را مناف نامیدم
1:11 این پسرها با مادرشان هند بودند
1:16 آنها می ترسند که من کافر بمیرم، هر چند از اسلام آنها اطلاعی نداشتم
1:22 من از این می ترسم که پرستش خدایان را رها کنند و وارد اسلام شوند
1:28 این فتیشیست ها به ترفندی متوسل شدند تا حماقت وابستگی من به این بت ها را به من نشان دهند.
1:38 که نه فایده دارد و نه ضرر
1:41 شب که می شد، وارد خانه بت می شدند
1:47 او را می گیرند و در مدفوع تعفن و سر تعظیم می اندازند
1:54 اگر بیدار می شدم و نمی توانستم بت خود را پیدا کنم، شروع کردم به جستجوی آن در همه جا
2:01 و از اهل بیتم می پرسم آیا خدای مرا دیده ای؟
2:05 اگر او را در آن سوراخ پیدا می کردم و او را در آن حالت می دیدم، ناراحت می شدم
2:12 پس آن را گرفت و شست و خوشبو کرد و در جای خود قرار داد
2:18 سپس آنها به انجام آن هر شب برمی گردند
2:23 روزی بر معبودم مناف وارد شدم
2:26 پس گفتم ای مناف، آنچه را که غیر از تو می خواهند بیاموز
2:32 نکر داری؟
2:34 بعد شمشیر را به او گفتم و گفتم اگر خوبی در تو هست از خودت دفاع کن
2:41 و من بیرون رفتم
2:43 پس پسران برخاستند، شمشیر را گرفتند و بت را شکستند
2:47 او را به سگ مرده بستند
2:50 آنها نیرو را به چاه خشکی که حاوی خاک بود، انداختند
2:55 وقتی از خواب بیدار شدم، خدای خود را پیدا نکردم
2:58 پس به دنبال او گشتم و او را در آن چاه یافتم
3:03 گفتم: به خدا سوگند اگر خدایی بودی وجود نداشتی.
3:08 شما و یک سگ در یک قرن پنهان شده اید
3:12 من در آن زمان اسلام آوردم و مسلمان خوبی شدم
3:16 قبل از اینکه مسلمان شوم، فردی سخاوتمند بودم
3:22 اسلام بر کیفیت و سخاوت و شرافت من افزود
3:26 اگر مردم به من مراجعه کنند و از من پول بخواهند
3:30 گفتم این همه پول را بردارید
3:34 او فردا برمی گردد
3:37 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پرسید
3:41 گروهی از قوم من و او به آنها گفت
3:44 مولای شما بنی سلمه کیست؟
3:47 گفتند که الجد بن قیس از پول خود بخیل است
3:52 ایشان رضی الله عنه فرمودند
3:56 چه بیماری بدتر از بخل است؟
3:59 بلکه استاد فرفری سفید شماست
4:03 به من اشاره کرد که من کی هستم؟
4:07 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:15 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:19 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله