از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 202 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (202)

◉ 0 بازدید ⏱ 6:08 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من یکی از اصحاب قریش از طایفه معروف تیم هستم که شوهرم ابو قحافه رضی الله عنه از اوست.
0:28 فرزندم ابوبکر صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و جانشین اوست.
0:34 و دومی از آن دو وقتی در غار بودند رضی الله عنه
0:38 نوه های من فرزندان ابوبکر عبدالله، عبدالرحمن، محمد، ام کلثوم و عایشه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند.
0:49 اسماء ذات النطقین و پسر نوه ام اسماء عبدالله بن الزبیر رضی الله عنهم.
0:59 همه ما از صحابه به شمار می‌رویم، پس او را ام الخیر نامیدند. او به خاطر صداقت، سخاوت و وفاداری اش معروف بود
1:10 من ابتدا به دعوت و دعای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مسلمان شدم.
1:17 به این دلیل که پسرم ابوبکر در میان مردم به واعظ قیام کرد
1:22 پس به خدا و رسولش صلی الله علیه و آله ندا داد
1:27 مشرکان بر او قیام کردند و او را به شدت زدند
1:32 عثبه بن ربیعه فاسق به او نزدیک شد
1:35 پس بن علی شروع کرد به ضربات سخت به صورت او
1:39 تا فردا صورتش را از بینی اش نمی شناسد
1:43 افراد من، دو دختر، دوان دوان آمدند
1:46 پس مشرکان را از ابوبکر دور کردند
1:49 او را در لباس حمل کردند و به خانه من آوردند
1:53 در مرگ او تردیدی ندارند
1:56 سپس بازگشتند و وارد مسجد شدند و گفتند:
1:59 به خدا اگر ابوبکر بمیرد عثبه بن ربیعه را می کشیم
2:05 پس نزد ابوبکر بازگشتند
2:07 پس شوهرم ابو قحافه و دو دخترم را با او به گفتگو واداشت
2:11 تا آخر روز جواب نداد
2:15 اولین چیزی که صحبت کرد گفت
2:17 کاری که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد
2:22 با او تند صحبت کردند و او را تحقیر کردند
2:25 سپس از او بلند شدند
2:27 وقتی با او تنها بودم
2:29 به من اصرار کرد و شروع کرد به گفتن
2:32 کاری که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد
2:36 گفتم: به خدا سوگند من از دوست شما اطلاعی ندارم.
2:40 گفت: نزد ام جمیل بنت الخطاب برو.
2:45 پس از او در مورد او بپرسید
2:47 پس بیرون رفتم تا به ام جمیل رسیدم
2:50 پس بهش گفتم
2:52 ابوبکر از تو درباره محمد بن عبدالله سوال می کند
2:56 و او گفت
2:57 من ابوبکر و محمد بن عبدالله را نمی شناسم
3:01 اگر دوست داری با تو پیش پسرت بروم، این کار را خواهم کرد
3:06 گفتم بله
3:08 پس با من رفت تا اینکه ابوبکر را مرده دید
3:13 به او نزدیک شد و فریاد زد و گفت
3:16 به خدا بعضی ها این را از شما گرفتند
3:20 برای اهل فسق و کفر
3:22 امیدوارم خداوند انتقام شما را بگیرد
3:26 گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله چه کرد؟
3:31 گفت این مادرت گوش می دهد
3:35 گفت: تو لازم نیست باهاش کاری کنی.
3:39 سالم صالح گفت
3:42 گفت کجاست؟
3:45 او در دار ابن الارقم گفت
3:48 او گفت
3:50 به خاطر خدا نباید طعم غذا را بچشم
3:54 من چیزی نمی نوشم
3:56 تا اینکه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بیایم
4:01 پس منتظر ماندیم تا اوضاع آرام شود و مردم آرام شوند
4:05 با او که به ما تکیه داده بود بیرون رفتیم
4:08 تا اینکه آن را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردیم
4:13 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر او تکیه داد و او را بوسید.
4:18 و مسلمانان به او حمله کردند
4:21 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او عطوفت فراوان داشت
4:27 ابوبکر گفت
4:29 پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا
4:32 هیچ ایرادی بر من نیست جز آنچه فاسق با من کرده است
4:37 و این مادر من است که به پسرش افتخار می کند
4:40 و تو برکت
4:42 پس او را به سوی خدا دعوت کن و برایش از خداوند دعا کن
4:46 خداوند او را با تو از جهنم نجات دهد
4:50 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله بر من دعا کرد
4:54 او مرا به سوی خدا خواند
4:56 پس اسلام آوردم
4:59 زمانی که کفار قریش بر آسیب های خود به مسلمانان افزودند
5:03 رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد که به مدینه هجرت کنند
5:09 من یکی از مهاجران بودم
5:11 من در شهر پیامبر زندگی می کردم
5:14 من شاهد تمام اتفاقات بودم
5:16 تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
5:20 ابوبکر مرا خلیفه کرد
5:24 وقتی او فوت کرد، من و پدرش آن را به ارث بردیم
5:28 هیچ جانشینی جز دو پسر ابوبکر از پدرش به ارث برده نشده است
5:33 پس از مدت کوتاهی مرگ به سراغم آمد
5:37 من قبل از شوهرم ابو قحافه مردم
5:40 من کی هستم؟