از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 172 از 244

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (211)

◉ 0 بازدید ⏱ 6:10 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از صحابه بزرگوارم و سرور قوم خود بن المصطلق هستم
0:23 دخترم مادر مؤمنان، همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
0:31 او در سال پنجم هجری پس از جنگ ابن المصطلق اسلام آورد.
0:36 علت آن یورش این بود که من مردم خود و اعراب را برای حمله به مسلمانان مدینه آماده می کردم
0:44 هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از این موضوع مطلع شد، لشکر خود را آماده کرد و به سوی ما لشکر کشید.
0:52 اسب های مسلمان به ما حمله کردند و ما از هر طرف از آنها فرار کردیم
0:58 پس مقداری از چهارپایان و فرزندان را بردند و دخترم جویریه را نیز به عنوان بخشی از اسارت با خود بردند.
1:06 پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را برای خود برگزید و با او ازدواج کرد
1:12 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم تا دخترم را فدیه دهم
1:17 وقتی در العقیق بودم به شترهایی که به عنوان فدیه آورده بودم نگاه کردم
1:23 من دو تا از شترهایش را می‌خواستم، آنها را در یکی از صخره‌های عقیق پنهان کردم
1:30 سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و گفتم: ای محمد، دخترم را مانند او اسیر نمی کنند.
1:39 من ارجمندتر از آن هستم، او را رها کن و این رستگاری اوست
1:47 رضی الله عنه فرمود: «اگر او را انتخاب کنیم، چه فکر می‌کنی، آیا خوب نمی‌شود؟»
1:54 گفتم: "بله، و من کاری که تو باید انجام می دادی" انجام دادم، پس رفتم پیش او و به او گفتم
2:00 دخترم، این مرد تو را خوب ساخته است، پس ما را رسوا نکن
2:06 گفت: من رسول خدا صلی الله علیه و آله را برگزیده ام.
2:12 گفتم: به خدا سوگند ما را رسوا کردی.
2:15 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به فدیه نگاه کرد و فرمود:
2:21 کجایند آن دو شتری که با عقیق راندم در فلان کشور؟
2:27 گفتم: به خدا سوگند، جز خدا کسى از آن خبر ندارد.
2:32 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست و تو رسول خدا هستی
2:38 پس اسلام آوردم و از پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی کردم
2:45 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به دادن زکات دعوت کرد
2:50 پس تصدیق کردم و گفتم ای رسول خدا به سوی قوم من بازگرد
2:56 آنها را به اسلام دعوت می کنم و زکات می دهم
3:00 هر کس مرا اجابت کند، زکاتش را جمع می کنم، پس به من اجازه داد
3:05 چون وقت زکات فرا رسید، پیامی به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد.
3:11 ولید بن عقبه رضی الله عنه از ما زکات بگیرد
3:16 ما نیز به نوبه خود برای پذیرایی از او بیرون رفتیم
3:20 وقتی ولید به ما نزدیک شد و ما را دید، ترسید
3:25 فکر می کرد به خاطر خصومت ما در زمان جاهلیت او را می کشیم
3:31 پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بازگشت
3:35 به او گفت که ما زکات را دریغ کردیم و می خواهیم او را بکشیم
3:40 پیامبر صلی الله علیه و آله لشکری برای جنگ با ما آماده کرد
3:45 دستور داد به سمت ما بروند
3:48 و اما من به مردان قوم خود گفتم
3:52 رسول خدا صلی الله علیه و آله از عهد خود با ما تخلف نمی کرد
3:57 به جز کسانی که از دست ما عصبانی هستند
4:00 ما را به حال خود رها کن و بگذار او را بیاوریم
4:02 وقتی به شهر نزدیک شدیم با ارتش روبرو شدیم
4:06 پس به آنها گفتم برای چه کسی فرستادید؟
4:10 به شما گفتند
4:12 گفتم چرا؟
4:14 گفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله
4:18 ولید بن عقبه تو را فرستاد
4:21 او مدعی شد که زکات را از او دریغ کرده اید و می خواهید او را بکشید
4:25 گفتم نه، سوگند به کسی که محمد را به حق فرستاد
4:29 نه ندیدم و نه به سراغم آمد
4:32 وقتی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم
4:36 او به من گفت
4:37 زکات را دریغ کردم و خواستم رسولم را بکشم
4:41 گفتم نه، سوگند به کسی که تو را به حق فرستاد
4:45 نه ندیدم و نه به سراغم آمد
4:48 و من پیش تو نیامدم
4:50 مگر زمانی که پیام رسان شما دیر کرده است
4:53 ترسیدم خدا یا رسولش بر من خشمگین شود
4:57 برای همین با زکات مردمم آمدم
5:01 پس خداوند متعال قول او را نازل کرد
5:04 ای کسانی که ایمان آورده اید
5:09 اگر گناهکارى با خبرى نزد تو آمد، تحقیق کن
5:26 شما از روی نادانی به قومی آسیب می رسانید، سپس از کاری که کرده اید پشیمان می شوید
5:37 رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بر ما تحمیل کرد
5:41 زکات را از ما پذیرفت
5:43 من کی هستم؟
5:45 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
5:53 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
5:57 وقتی قسمت بعدی میاد
6:00 انشاالله