از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 177 از 283

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (181)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:52 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:03 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:22 از مهاجران مکه
0:25 من یکی از اولین کسانی هستم که اسلام آوردم
0:28 او دو بار به حبشه مهاجرت کرد
0:31 سپس به شهر
0:33 من در بدر و تمام فتوحات پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کردم.
0:39 من قبل از اسلام در مکه ثروتمند بودم
0:43 پدرم عتبه بن ربیعه است
0:46 استاد مکه
0:49 و در میان بزرگوارانش محترم
0:52 وقتی اسلام آوردم
0:54 پدرم مرا رها کرد
0:55 او مرا از همه چیز باز داشت
0:58 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز بدر به یاران خود فرمودند
1:04 من مردانی از بنی هاشم و دیگران را می شناسم
1:08 آنها را به زور بیرون آوردند
1:10 آنها نیازی به جنگ با ما ندارند
1:13 هر کس از شما یکی از بنی هاشم را ملاقات کند
1:16 او را نکش
1:18 و هر که با ابوالبختری بن هشام ملاقات کرد
1:21 او را نکش
1:23 و هر که عباس بن عبدالمطلب را ملاقات کرد
1:27 عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:30 او را نکش
1:32 فقط با اکراه بیرون آمد
1:35 پس گفتم
1:37 پدران و پسران ما را بکشید
1:40 و برادران و قبیله ما
1:42 عباس را ترک می کنیم
1:44 به خدا سوگند اگر او را ملاقات می کردم با شمشیر او را می کشتم
1:49 پس پیام من به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید
1:54 به عمر بن خطاب گفت
1:56 آیا با شمشیر به صورت عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله زد؟
2:02 عمر گفت
2:04 ای رسول خدا
2:05 بگذار گردنش را با شمشیر بزنم
2:09 به خدا او منافق بود
2:11 پیامبر صلی الله علیه و آله از آن نهی کرد
2:15 من از آن مقاله برای خودم ترسیدم
2:19 و من گفتم
2:20 من هنوز از او می ترسم
2:23 مگر اینکه شهادت از من کفاره کند
2:27 پس من در یوم الیممه به شهادت رسیدم
2:32 در آغاز غزوه در روز بدر
2:35 پدرم را به دوئل دعوت کردم
2:38 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نهی شد
2:42 سپس آن روز پدرم را کشتند
2:44 او در کفر است
2:46 وقتی مردگان را در دل بدر انداختند
2:49 رسول خدا صلی الله علیه و آله بر سر آنان ایستاد
2:53 و آنها را به نامشان خواند و گفت
2:56 ای آستانه و ای شبا
2:59 ای اموی بن خلف
3:01 ای ابوجهل!
3:03 آیا آنچه را که پروردگارت به تو وعده داده بود حق یافتی؟
3:07 همانطور که برای من
3:08 آنچه را که پروردگارم به من وعده داده بود حق یافتم
3:12 سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روی آورد
3:16 او مرا به عنوان یک پدر می دید
3:18 صورتم عوض شده
3:20 او به من گفت
3:22 شاید شما با پدرتان کاری دارید
3:26 پس گفتم نه
3:28 به خدا نه به پدرم شک کردم و نه در مرگش
3:32 اما من از پدرم یک نظر و یک رویا و فضیلت می دانستم
3:37 امیدوارم این امر او را به اسلام نزدیک کند
3:42 وقتی امروز مصدومیتش را دیدم
3:45 او پس از آنچه من به آن امید داشتم از کفر نمرد
3:49 این باعث ناراحتی من شد
3:51 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله برای من دعا کرد که حالم خوب شود
3:56 من در زندگینامه خود به عنوان مولای سالم شناخته شده بودم
4:01 من آن را قبل از اسلام پذیرفتم
4:05 وقتی اسلام فرزندخواندگی را لغو کرد
4:08 مولای من شو
4:10 من و او مثل برادر بودیم
4:13 ما با هم در مبارزه با مرتدان شرکت کردیم
4:17 در زمان خلافت ابوبکر صدیق رضی الله عنه
4:21 ما در جنگ الیمامه با هم کشته شدیم
4:25 من کی هستم؟
4:28 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:36 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:40 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله