از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 197 از 235
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (252)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:04
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب و اولین اسلام هستم
0:23
او یکی از اولین مهاجران به این شهر بود
0:27
من در بیست و یک سالگی مسلمان شدم
0:30
و تو یکی از زیباترین مردان بودی
0:33
آنها قوی ترین و قدرتمندترین در جنگ هستند
0:37
او در تمام صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت می کرد
0:42
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از من برای بیش از یک راز خود استفاده کرد
0:48
در روز بدر خوب عمل کردی
0:52
تا اینکه شمشیرم در دستم شکست
0:55
پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
0:59
بنابراین او یک درخت خرما به من داد
1:02
باهاش بجنگ
1:04
پس گفتم: با این چوب چگونه بجنگم یا رسول الله؟
1:09
گفت تکانش دادم، او را تکان دادم
1:13
سپس شمشیری در دست داشتم و نماز خواندم
1:16
پس با او دعوا کردم
1:18
صحنه های بعد از آن را تا زمان مرگم شاهد بودم
1:23
نام آن شمشیر را آن بود
1:29
پیامبر صلی الله علیه و آله در یکی از جلسات خود به آن اشاره کرد
1:34
هفتاد هزار نفر از امت او بدون قضاوت و عقوبت وارد بهشت می شوند
1:41
شرح آنها را ذکر کرد
1:43
آنها کسانی هستند که نه به دنبال بردگی هستند، نه پنهان می شوند و نه پرواز می کنند
1:49
و بر پروردگارشان توکل می کنند
1:52
وقتی اینو شنیدم
1:54
از پیامبر صلی الله علیه و آله خواستم
1:57
که خدا مرا می خواند تا یکی از آنها باشم
2:00
پس به من مژده داد و گفت: تو یکی از آنها هستی.
2:04
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
2:09
من با سپاهیان مسلمان برای جنگ با مرتدان بیرون رفتم
2:13
پس فرمانده خالد بن ولید رضی الله عنه مرا فرستاد
2:17
من و ثابت بن اقرم رضی الله عنه
2:21
یک پیشتاز جلوتر از آنهاست تا خبر دشمن را برایشان بیاورد
2:25
پس راه افتادیم
2:27
با طلیحه بن خویلد و برادرش سلمه آشنا شدیم
2:31
پیشتاز همچنین برای مرتدان
2:34
پس جنگیدیم
2:36
پس با طلحه خلوت کرد
2:38
ثابت با سلمه بن خویلد خلوت کرد
2:41
سلمه به زودی ثابت بن اقرم را کشت
2:46
در مورد من تصمیم گرفتم طلیحه را بکشم
2:50
تولیحه بر سلامه فریاد زد
2:52
منظورم در مورد مرد است، او قاتل من است
2:56
سلامه و برادرش على فكر كردند و مرا كشتند و سپس روانه كردند
3:02
وقتی مسلمانان آمدند ما را کشته اند
3:06
آنها از این موضوع متاثر شدند و به شدت متأسف شدند
3:11
آنها متوجه شدند که من زخم های ناپسندی دارم
3:14
برای ما حفر کردند و ما را در لباس هایمان دفن کردند
3:19
چهل و پنج ساله بودم که کشته شدم
3:24
من کی هستم؟
3:30
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو به اشتراک بگذارید
3:34
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
3:39
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله