از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 140 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (140)

◉ 0 بازدید ⏱ 5:04 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:23 من اصالتاً فارس هستم
0:26 بنده غلام بودم
0:28 فروخته می شود به عنوان خانه به فروش می رسد
0:31 تا اینکه زنی از مکه برایم چیزی خرید
0:34 بنابراین او مرا آزاد کرد
0:36 اما شوهرش مرا دوست داشت
0:38 پس مرا به فرزندی پذیرفت
0:40 بعد با هم وارد اسلام شدیم
0:43 وقتی اسلام فرزندخواندگی را لغو کرد
0:47 به من می گفتند استادش
0:50 ما برادر دینی شدیم
0:53 دل من به قرآن وابسته است
0:56 کلام خدا همیشه کار من شد
1:00 زمانی که او به شهر مهاجرت کرد
1:03 من امام مردم آنجا بودم
1:06 تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
1:10 پس امام شد
1:12 و یک شب
1:15 در مسجد با صدای زیبا قرآن می خواندم
1:19 پس عایشه رضی الله عنها از من گذشت
1:23 بنابراین من خواندن خود را شنیدم
1:25 او نمی توانست بنشیند و به من گوش دهد
1:28 تا اینکه برای رسول خدا صلی الله علیه و آله دیر رسیدم
1:34 وقتی نزد او آمد
1:36 از او پرسید چرا دیر آمدی؟
1:39 گفت مردی در مسجد بود
1:43 او بهترین صدایی را که تا به حال در تلاوت قرآن شنیده ام دارد
1:47 پس پیامبر صلی الله علیه و آله ردای او را گرفت
1:52 او بیرون رفت تا به خواندن من گوش دهد
1:55 مرا شناخت و گفت
1:57 سپاس خداوندی را که در امت من امثال شما را آفرید
2:02 روزی صلوات الله علیه و آله و سلم در حالی که به یارانش پند می داد گفت
2:07 قرآن چهار جزء دارد
2:10 از من و از ابن مسعود
2:13 و ابی بن کعب
2:15 و معاذ بن جبل
2:17 این برای تمایز ما از دیگران در خواندن قرآن است
2:22 ما خودمان را وقف او کردیم
2:24 من با اینکه خارجی هستم اما پارسی هستم
2:28 امّا صحابه رضی الله عنهم
2:31 آنها برای من ارزش قائل بودند و من را بر دیگران ترجیح می دادند
2:36 امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه می فرماید:
2:40 وقتی مرگ به سراغش آمد
2:43 اگر فلانی زنده بود
2:45 من او را به خلافت گماشتم
2:47 این به من مربوط می شود
2:50 من با پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کردم
2:54 در تمام تهاجمات
2:57 سپس با مسلمانان در جنگ با مرتدان شرکت کردم
3:02 و در جنگ الیمامه
3:04 زمانی که مسلمانان در وهله اول رسوا شدند
3:08 پرچم مهاجرین از زید بن الخطاب رضی الله عنه افتاد
3:13 جلو رفتم و پرچم را گرفتم
3:16 و مردم به من گفتند
3:18 می ترسیم از جانب شما بیاییم
3:21 پس گفتم
3:22 پس من چقدر بدبختم که قرآن را حمل می کنم
3:25 مسلمانان پیش از من آمدند
3:28 این کاری نیست که ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می کردیم
3:34 سپس یک سوراخ در زمین حفر کردم
3:37 پس با پرچم بلند شدم
3:40 من به مبارزه و جنگ ادامه دادم
3:43 ضربات از هر طرف به من وارد می شود
3:46 تا اینکه زخم ها غمگینم کردند
3:49 و به زمین افتادم
3:51 من غرق در خون هستم
3:53 جنگ با پیروزی مسلمانان پایان یافت
3:56 مردم آمدند تا مردگان را بازرسی کنند
4:00 من و برمک را پیدا کردند
4:03 بنابراین به آنها گفتم
4:05 برادر و استادم ابوحذیفه چه کرد؟
4:08 گفتند او کشته شده است
4:10 گفتم
4:12 مرا کنار او دراز کن
4:14 و گفتند
4:16 اینجا او در کنار شما کشته شد
4:18 پای او بالای سر شماست
4:21 باعث شد لبخند بزنم
4:25 این برادر من است
4:27 با هم اسلام آوردیم
4:29 و با هم زندگی کردیم
4:31 و با هم مردیم
4:33 سپس او پس از آن درگذشت
4:37 من کی هستم؟
4:39 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:47 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:51 وقتی قسمت بعدی میاد
4:54 انشاالله