از مجموعهٔ من کی هستم؟
· درس 293 از 293
درباره اصحاب، علما و بزرگان بیاموزید من کیستم؟ | قسمت شماره (293)
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:04
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:23
از انصار
0:25
من با پدرم شاهد بیعت عقبه بودم
0:28
من یک پسر جوان هستم
0:30
من در خانه ای بزرگ شدم که به فداکاری و تلاش در راه خدای متعال معروف است
0:36
پدرم از اولین مردم مدینه بود که اسلام آورد
0:40
او در شب عقبه با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیعت کرد.
0:45
مادر من ام اماره است
0:47
اولین زنی که در دفاع از دین اسلحه به دست گرفت
0:51
در دفاع از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:56
برادرم عبدالله با بدن نحیفش تیرهای مشرکان را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز احد دور کرد.
1:05
او در کشتن مصلیمه دروغگو شرکت داشت
1:08
قبل از اینکه در باغ مرگ به شهادت برسد
1:12
همانطور که برای من
1:13
فداکاری داشتم که برایم غیرقابل تصور بود
1:17
ماجرایی با مصلیمه برایم پیش آمد
1:20
نوشته شده در شگفتی ها
1:24
در سال دهم هجری
1:26
هیئت بنی حنیفه به نجد بازگشتند
1:29
پس از آن که با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کرد
1:33
و جوایز خود را از او گرفتند
1:35
به محض اینکه در خانه هایشان فرود آمدند
1:38
تا اینکه مسیلمه در میان آنان قیام کرد و ادعای نبوت کرد
1:42
عده ای از بنی حنیفه مرتد شدند
1:45
آنها به دنبال همدم خود، مصلیمه که تندخو و عصبی بود، رفتند
1:49
تا اینکه افراد زیادی اطرافش بودند
1:52
پس برای پیامبر صلی الله علیه و آله پیام فرستاد
1:56
در آن به او می گوید که با او در امر نبوت درگیر بوده است
2:00
و او فرستاده ای است برای اهل یمامه
2:04
رسول خدا صلی الله علیه و آله جواب او را داد
2:07
با یک پیام گفتن
2:10
بسم الله الرحمن الرحیم
2:13
از محمد رسول الله تا مسیلمه دروغگو
2:18
درود بر کسانی که از هدایت پیروی می کنند
2:21
در مورد بعد
2:23
زمین از آن خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد می دهد
2:28
و عاقبت برای پرهیزگاران است
2:32
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا برگزید
2:35
برای ارسال این پیام به مصلیمه
2:38
پس نزد دشمن خدا رفتم
2:41
وقتی وارد شد، کتاب را به او داد
2:45
وقتی خواند عصبانی شد
2:48
به نگهبانانش دستور داد به من دستبند بزنند
2:51
بعد به من گفت
2:53
آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟
2:56
گفتم بله
2:58
و او گفت
2:59
شهادت می دهم که من رسول خدا هستم
3:02
گفتم
3:03
من ناشنوا هستم، نمی شنوم
3:06
به جلادش دستور داد تکه ای از بدنم را جدا کند
3:10
بنابراین او انجام داد
3:11
بعد دوباره به من گفت
3:14
آیا شهادت می دهید که محمد رسول خداست؟
3:17
پس گفتم بله
3:19
و او گفت
3:20
شهادت می دهم که من رسول خدا هستم
3:23
پس گفتم
3:24
من ناشنوا هستم، نمی شنوم
3:27
او به جلادش دستور داد که قطعه دومی از بدنم را جدا کند
3:32
او این کار را بارها انجام داد
3:34
تا اینکه روح در نیم تن شدم
3:38
بعد روحیه ام لبریز شد
3:40
و من شهید شدم
3:43
وقتی خبر مرگم به مادرم رسید
3:46
آن را پس گرفت و گفت
3:49
من برای این موقعیت آماده کردم
3:52
و با خدا حساب کردم
3:54
رسول خدا در جوانی شب عقبه بیعت کرد
3:57
و امروز به وظیفه بزرگ خود عمل کرد
4:00
اگر خدا به من توفیق دهد که او را آزاد کنم
4:03
من دخترانش را وادار می کردم که از او سرخ شوند
4:07
سپس در زمان خلافت ابوبکر صدیق رضی الله عنه
4:11
با برادرم عبدالله بیرون رفتیم
4:14
برای جنگ با مرتدان در جنگ الیمامه
4:18
جنگ را خودش شروع کرد
4:20
او به شدت مجروح شد
4:23
او یعنی دشمن خدا در امان است
4:26
وقتی به او رسیدم
4:28
او را دراز کشیده در خاک پیدا کردم
4:31
برادرم او را کشت
4:33
مشترک با وحشی رضی الله عنه
4:37
او با آن در صلح بود
4:40
من کی هستم؟
4:42
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:50
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:55
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله