از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 54 از 288
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (54)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از مهاجران و از بزرگ ترین اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم.
0:26
من در گذشته مسلمان شدم
0:28
من اولین کسی بودم که به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سلام کردم.
0:35
پیامبر صلی الله علیه و آله به من دستور داد که به سوی قوم خود بازگردم و آنان را به اسلام دعوت کنم
0:43
در میان آنان ماندم تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه هجرت کرد
0:50
پس من به همراه قوم خود که اسلام آورده بودند به او پیوستم
0:54
من شاهد نبرد خندق و صحنه های بعد از او بودم
0:59
من در جنگ حنین پرچمدار قوم خود بودم
1:04
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی تبوک حرکت کرد
1:10
کاری کن که مرد از او عقب بیفتد
1:13
می گویند یا رسول الله فلانی رها کرده است
1:18
پس او رضی الله عنه می فرماید: «او را رها کن».
1:22
اگر خیری در آن باشد، خداوند آن را به شما خواهد رساند
1:27
در غیر این صورت، خداوند شما را از شر آن خلاص کند
1:32
در حالی که با لشکر راه می رفتم، شترم سرعتم را کم کرد
1:38
من به خاطر او عقب افتادم
1:41
و مردم در مورد من همان چیزی را گفتند که در مورد بازماندگان می گفتند
1:46
و اما من وقتی به خاطر شتر دیر آمدم از او پیاده شدم
1:52
چمدانم را برداشتم و پشتم گذاشتم
1:56
بیرون رفتم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله را هر چه خواست
2:01
رسول خدا صلی الله علیه و آله در برخی از خانه های خود اقامت گزید
2:07
مرد مسلمانی نگاه کرد و گفت یا رسول الله
2:12
این مردی است که در جاده راه می رود
2:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
2:20
فلانی باش و مرا به نامم صدا کن
2:24
وقتی مردم به من نگاه کردند گفتند یا رسول الله فلانی است
2:31
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند رحمه الله
2:37
تنها راه می رود، تنها می میرد و تنها زنده می شود
2:43
و آنچه پیغمبر صلی الله علیه و آله به او فرمود اتفاق افتاد
2:47
پس از شرکت در فتوحات اسلامی در عصر ابوبکر و عمر
2:53
از خلافت عثمان رضی الله عنه آمدند
2:58
از امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه اجازه خواستم
3:02
برای حرکت به سوی ربذه، به من اجازه داد
3:06
بنابراین من در آنجا تنها زندگی کردم
3:09
وقتی مرگ به سراغم آمد، وصیتم را به همسرم و خادمم دادم
3:15
پس به آنها گفتم: «اگر توبه کردم، مرا بشوی و کفن کن و در راه بگذار».
3:23
اولین گروهی که از کنار تو می گذرند، به آنها بگو: این فلان است
3:29
صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
3:33
بنابراین آنها این کار را با من کردند
3:36
سپس گروهی از مردم کوفه را دید که از جمله آنها عبدالله بن مسعود رضی الله عنه بود
3:43
پس پرسیدند این مرده کیست؟
3:46
پس بهشون بگو
3:48
ابن مسعود رضی الله عنه گریه کرد
3:51
گفت رسول خدا صلی الله علیه و آله راست گفت
3:57
آنجا که در مورد او گفت خدا رحمتش کند
4:01
تنها راه می رود و تنها می میرد
4:04
و او به تنهایی فرستاده می شود
4:07
او و همراهانش برای من دعا کردند
4:10
و مرا با خود متحد کرد پس من کیستم؟
4:14
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:20
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:24
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
4:29
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:34
اگر پیغمبر میخواست یا میگفت، از پیامبر پیروی میکرد
4:39
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
4:44
یادشان بر ما بلند باد
4:49
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:54
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:59
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
5:05
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد