از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 277 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (277)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:42 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من یکی از اصحاب هستم
0:20 من در مکه بزرگ شدم
0:22 من اصالتا اهل حبشه هستم
0:24 من به سمت اتیوپیایی ها نیزه پرتاب می کردم
0:27 من به ندرت اشتباه می کنم
0:30 اسلام تا بعد از فتح مکه به تأخیر افتاد
0:34 شما بهترین مردم را در زمان جاهلیت کشتید
0:37 بدترین مردم اسلام
0:40 من خادم جبیر بن مطیم بودم
0:44 عمویش طویمه بن عدی بود
0:47 او در روز بدر کشته شد
0:49 هنگامی که قریش به سوی احد لشکر کشید
0:52 جبیر به من گفت
0:54 اگر حمزه عموی محمد را بکشی عمویم
0:58 تو پیر شدی
1:00 پس با مردم بیرون رفتم
1:02 وقتی دو لشکر به هم رسیدند
1:04 به حمزه نگاه کردم و متوجه شدم
1:07 تا اینکه مثل نازک ترین اخگرها دیدم
1:10 در نشان دادن مردم
1:12 او مردم را با شمشیر خود هدایت می کند
1:15 هیچ اتفاقی نمی تواند برای او بیفتد
1:17 با یک درخت یا سنگ از او محافظت می کردم
1:21 وقتی به من نزدیک شد
1:23 نیزه ام را تکان دادم
1:25 حتی اگر از آن راضی باشید
1:28 فشارش دادم رویش
1:30 در زیر شکمش افتاد
1:32 تا اینکه از بین پاهایم بیرون آمد
1:35 پس افتاد
1:37 بعد رفت تا بلند شود
1:40 اما او نتوانست
1:42 پس منتظرش ماندم تا مرد
1:44 بعد اومدم سمتش
1:46 پس نیزه ام را گرفتم
1:48 سپس به سربازی برگشتم
1:50 من به هیچ چیز دیگری نیاز نداشتم
1:53 وقتی به مکه آمدم
1:55 من آزاد شدم
1:57 من در مکه زندگی می کردم
2:00 تا اینکه رسول خدا آن را باز کرد
2:02 خدا رحمتش کند و درود فرستد
2:05 پس به طائف گریخت
2:07 بنابراین من در آن بودم
2:09 وقتی هیئت مردم طائف رفت
2:11 به رسول خدا صلی الله علیه و آله
2:14 بگذار سلام کنند
2:16 زمین روی من تنگ شد
2:18 و من گفتم
2:19 او به شام وابسته بود
2:21 یا در یمن
2:22 یا در برخی کشورها
2:24 من در آن هستم
2:26 وقتی مردی به من گفت
2:28 وای بر تو!
2:31 کسی را نمی کشد
2:33 وارد دینش شد
2:35 وقتی این را به من گفت
2:37 بیرون رفتم تا درستش کردم
2:39 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:41 شهر
2:43 او متوجه نشد
2:45 مگر اینکه روی سرش بایستم
2:47 من به حقیقت شهادت می دهم
2:49 وقتی مرا دید
2:51 او گفت
2:53 بشین
2:54 پس بگو چگونه حمزه را کشتى؟
2:56 بنابراین با او صحبت کردم
2:58 و او گفت
3:00 وای بر تو!
3:02 صورتت را از من برگردان
3:04 من تو را نمی بینم
3:06 من هم از آن اجتناب می کردم
3:08 و پشت سرش می نشینم
3:10 در کنیسه ها
3:12 تا اینکه خداوند متعال او را گرفت
3:15 و بعد از مرگ
3:17 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
3:19 مسلمانان رفتند
3:21 به مسلمه دروغگو
3:23 صاحب کبوتر
3:25 برای مبارزه با او و مرتدان
3:27 پس نیزه ام را گرفتم
3:29 و باهاشون رفتم بیرون
3:31 این نیزه بود که کشت
3:33 حمزه را دارد
3:35 وقتی مردم ملاقات کردند
3:37 مصلیمه را دیدم که ایستاده است
3:39 در دست او شمشیر است
3:41 بنابراین من برای او آماده شدم
3:43 مردی برای او آماده شد
3:45 انصار هر دو او را می خواهیم
3:47 وقتی نزدیک شدیم
3:49 از او نیزه ام را تکان دادم
3:51 و من آن را به او فشار دادم
3:53 در ناحیه شرمگاه او افتاد
3:55 الانصاری به او تاکید کرد
3:57 پس او را با شمشیر زد
3:59 پروردگارت داناتر است
4:01 کجا او را کشت؟
4:03 بعد صدای فریاد کسی را شنیدم
4:05 الیمامه می گوید
4:07 مسلمه کشته شد
4:09 برده سیاه
4:11 مسیلمه العبد کشته شد
4:13 سیاه است
4:16 من
4:22 پاسخ های خود را در نظرات با ما در میان بگذارید
4:24 زیر ویدیو
4:26 پاسخ صحیح را ثابت خواهیم کرد
4:28 در نظرات
4:30 وقتی قسمت بعدی میاد
4:32 انشاالله