از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 13 از 235
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (19) | الزبير بن العوام رضي الله عنه
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب مهاجرین هستم
0:23
من شاگرد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:27
از جمله ده بهشت موعود
0:31
من اولین کسی بودم که در اسلام شمشیر کشیدم
0:35
این بود که شایعه ای از طرف شیطان منتشر شد
0:39
که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:42
او را به بالای مکه بردند
0:45
بنابراین من به عنوان یک پسر 12 ساله بیرون رفتم
0:49
در دست شمشیر
0:51
هر که مرا دید تعجب کرد و گفت:
0:53
پسر شمشیر دارد
0:56
تا اینکه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
1:00
مالک گفت
1:02
گفتم: شنیدم تو را بردند.
1:06
پس آمدم تا هر که تو را گرفت با شمشیر بزنم
1:09
پس شمشیر من و شمشیر من
1:12
و سمن الحواری
1:14
وقتی مشرکان در مکه به ما آسیب رساندند شدت گرفت
1:19
او با کسانی که مهاجرت کردند به حبشه مهاجرت کرد
1:22
اتفاقی در آنجا افتاد که ما را ترساند
1:26
به این دلیل است که یک مرد بیرون آمد
1:29
نزاع بر سر اموال او
1:32
به خدا ما هرگز غم را نشناخته ایم
1:35
از او سخت تر است
1:37
از ترس اینکه این مرد بر او ظاهر شود
1:40
ما حق نداریم بدانیم که نگوس چه می دانست
1:45
بنابراین ما شروع کردیم به دعا با خدا و پیروز شدن برای نگوس
1:50
و گفتیم
1:51
هر که بیرون می رود و در مراسم شرکت می کند تا ببیند کیست
1:57
پس گفتم: من هستم.
1:58
من یکی از جوانترین آنها بودم
2:01
پس پوستی برایم دمیدند و روی سینه ام گذاشتند
2:05
بنابراین شروع کردم به شنا کردن روی آن در رود نیل
2:08
تا اینکه از آپارتمان دیگر خارج شدم
2:11
جایی که مردم ملاقات کردند
2:13
بنابراین حادثه رخ داد
2:15
من پیروزی نگوس را دیدم
2:18
چگونه خداوند آن مرد را شکست داد و او را کشت؟
2:22
پس به سراغ مردم آمدم
2:25
و من برای هموطنانم دست تکان دادم و گفتم
2:29
جز اینکه خبر خوب بده
2:31
خداوند نگوس را نازل کرد
2:34
به خدا هرگز نمی دانستیم که از چیزی راضی هستیم
2:38
ما از ظاهر نگوس خوشحال شدیم
2:42
بعد با او ماندیم
2:44
تا اینکه ما که رفتیم به مکه رفتیم
2:47
و او ماند که ماند
2:51
و در جنگ بدر
2:53
من در عمامه زرد پوشیده بودم
2:56
پس جبرئیل و فرشتگان به صورت من نازل شدند
3:00
من کی هستم؟
3:02
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
3:08
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
3:12
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
3:17
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
3:22
وقتی رسول را میجوید یا میگفت، از او پیروی میکرد
3:27
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
3:32
وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود
3:37
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
3:42
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
3:47
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
3:52
و دنیای عناد برایشان زیبا بود