از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 207 از 244

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (253)

◉ 0 بازدید ⏱ 6:30 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:03 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من یکی از اصحاب هستم
0:20 از اربابان انصار
0:22 مصعب بن عمیر رضی الله عنه را دیدم
0:26 اولین کسی که به شهر آمد
0:28 پس قرآن را از او شنیدم
0:30 پس حب اسلام در دلم وارد شد
0:34 بلافاصله مسلمان شدم
0:36 این قبل از مسلمان شدن اسید بن حضیر بود
0:39 و سعد بن مظهر رضی الله عنهم
0:43 هیچ وقت از خواندن قرآن دست بر نداشتم
0:47 حتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:50 روزی که در مسجد بودم، خواندن مرا شنید
0:54 صدایم را شناخت
0:56 پس با من تماس گرفت و گفت
0:58 خدایا ببخشش
1:00 و پیامبر صلی الله علیه و آله مرا قرار داد
1:03 در مورد تقسیم غنائم جنگ حنین
1:06 او مرا نیز فرمانده گارد خود کرد
1:09 در جنگ تبوک
1:11 پیامبر صلی الله علیه و آله را زیارت کردم
1:15 روزی روزگاری شبی تاریک
1:18 با من اسيد بن حضير رضي الله عنه است
1:22 وقتی بلند شدیم که برویم
1:25 عصای من مثل چراغ با نور روشن شده بود
1:28 کرامتی از طرف خدا برای ما
1:30 بنابراین ما راه را دیدیم
1:33 وقتی از هم جدا شدیم
1:35 عصای تک تک ما روشن شد
1:38 راهش را دید تا به خانه اش رسید
1:42 من شاهد همه صحنه ها با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم
1:48 عشق شدیدی به قرآن داشتم
1:51 یکی از شجاع ترین توصیف شده
1:54 در جنگ ذات الرقاع
1:56 مورد اصابت دشمن قرار گرفتیم
1:59 یکی از زنان مرد اسیر شد
2:02 پس شوهرش قول داد که به ما ملحق شود
2:05 و تا زمانی که خون مسلمانان ریخته نشود، برنگردند
2:09 یا همسرش را نجات دهد
2:11 بنابراین او ما را دنبال کرد
2:13 وقتی شب فرا رسید
2:15 رفتیم پایین تا شب را در صخره ای بگذرانیم
2:19 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
2:22 چه کسی امشب مراقب ماست؟
2:24 پس من و عمار بن یاسر برخاستیم
2:27 خداوند از او راضی باشد
2:29 و گفتیم یا رسول الله
2:32 ایشان رضی الله عنه فرمودند
2:35 بله
2:36 پس به برادرم عمار گفتم
2:38 ما در دهان مردم هستیم
2:40 دوست دارید در کدام قسمت از شب بخوابید؟
2:44 اول یا آخر
2:46 گفت: بلکه اول آن را می خوابم.
2:49 پس نه چندان دور از من رفت و خوابید
2:53 و رفتم نگهبانی
2:55 در حالی که در سکوت شب بودم
2:58 و در تاریکی مطلق
3:01 مشتاق دعا و خواندن قرآن بودم
3:05 پس بلند شدم و بزرگ شدم
3:07 شروع کردم به خواندن سوره کهف
3:10 سپس مرد آمد و در ته دره ایستاد
3:15 از دور مرا دید که سر جایم ایستاده ام
3:19 او با یک تیر به من شلیک کرد و به من زد
3:22 بنابراین تیر را برداشتم و دور انداختم
3:25 به خواندنم ادامه دادم
3:28 او با یک تیر دوم به من دستور داد
3:30 پس آن را برداشتم و نمازم را ادامه دادم
3:34 فیرمانی با تیر سوم
3:36 بنابراین آن را برداشتم
3:37 با این حال، من به یاد نگهبانی خود از مسلمانان افتادم
3:41 می ترسیدم دشمن از من بیاید
3:44 پس تکبیر گفتم و زانو زدم و سجده کردم
3:47 سپس نزد عمار آمدم و او را بیدار کردم
3:51 وقتی مشرک ما را دید
3:53 بعد از وفای به عهد فراری نباشد
3:56 وقتی عمار مرا دید
3:59 و خون از من جاری است
4:01 به من گفت اولین باری که تو را انداخت بیدارم می کنی؟
4:06 گفتم: داشتم سوره ای می خواندم.
4:10 دوست نداشتم قطعش کنم
4:13 تا زمانی که از شر آن خلاص شوم
4:15 به خدا اگر ترس از دست دادن یک شکاف نبود
4:18 رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دستور داد
4:21 با حفظ آن، بریدن خودم برای من محبوب تر از قطع کردن آن خواهد بود
4:27 او پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ های مرتدین شرکت کرد.
4:34 در الیمامه خوب عمل کردی
4:38 شب جنگ در خواب دیدم که آسمان به روی من باز شده است
4:44 بنابراین وارد آن شدم و سپس روی من بسته شد
4:48 پس به ابوسعید خدری رضی الله عنه گفتم به خدا قسم شهادت است.
4:55 وقتی روشن شد و جنگ شروع شد
4:58 بی‌ثباتی صفوف اسلام را در مقابل لشکر دروغگوی مسیلمه دیدم
5:04 بلند شدم روی زمین و شروع کردم به داد زدن
5:09 ای جماعت انصار، خود را از مردم متمایز کن و پلک شمشیرها را بشکن
5:16 و مبادا اسلام از جانب شما بیاید
5:20 من آن تماس را تکرار کردم تا اینکه حدود چهار نفر از آنها دور من جمع شدند
5:27 در رأس آنها ثابت بن قیس، البراء بن مالک و ابودجانه قرار داشتند
5:33 صاحب شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
5:38 پس با تمام قوا به سوی مصلیمه و همراهانش پیش رفتیم
5:43 تا اینکه آنها را به باغ مرگ بردیم
5:47 آنجا تمام شد
5:50 در مورد من، روی صورت و قسمت جلوی بدنم زخمی شدم
5:57 تا اینکه شهید شدم آمدم و برنامه ریزی نکردم
6:02 من کی هستم؟
6:13 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
6:17 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله