از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 166 از 274
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (178)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:04
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب بزرگان بنی تمیم و سران بنی مجاشی هستم.
0:25
در زمان جاهلیت به زنان عزیزم فدیه می دادم
0:29
اینها دخترانی هستند که والدینشان قصد دارند آنها را زنده به گور کنند
0:35
از ترس شرم و فقر
0:39
من جد الفرزدق شاعرم
0:42
که به من افتخار کرد و گفت
0:45
کسى را یافت که از حسنات باز داشت و نیکى ها را زنده کرد، ولى محقق نشد.
0:51
نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
0:56
او به من پیشنهاد اسلام داد و من مسلمان شدم
1:00
آیاتی از قرآن را به من آموخت
1:05
هر کس به وزن ذره ای نیکی کند آن را می بیند
1:10
پس گفتم: برای من کافی است.
1:13
سپس عرض کردم یا رسول الله
1:16
من در زمان جاهلیت کار می کردم
1:19
آیا من برای آن پاداشی دارم؟
1:22
او گفت که من چه کردم
1:25
گفتم: دو شتر برایم باقی مانده است.
1:30
پس بر شتری خود بیرون رفتم و آنها را جستجو کردم
1:33
من دو چادر را در محوطه ای از زمین دیدم
1:37
پس به سراغ آنها رفتم
1:39
در یکی از آنها پیرمردی پیدا کردم
1:43
گفتم: دو شتر دیده ای؟
1:47
گفت: آری، شتر تو را زدیم
1:51
در حالی که او به من خطاب می کرد و من او را خطاب می کردم
1:55
وقتی زنی از خانه دیگر او را صدا زد
1:58
من متولد شدم من متولد شدم
2:01
گفت: من زایمان نکردم.
2:04
کنیز گفت
2:07
گفت دفنش کن
2:10
گفتم او را دفن نکن
2:14
روحش را از تو میخرم
2:17
او را نکش
2:19
گفت برای چی میخری؟
2:22
گفتم با این دو شتر و دو پسرشان از شما می خرم
2:28
فرمود: و با شتری که داری بر من می افزایی
2:33
گفتم بله
2:35
اما شما باید یک پیام رسان با من بفرستید
2:38
وقتی به خانواده ام رسیدم
2:41
من شتر را با رسول به تو برگرداندم
2:44
بنابراین او انجام داد
2:46
وقتی به خانواده ام رسیدم
2:48
شتر را به او برگرداندم
2:51
وقتی شب شد
2:53
با خودم فکر کردم و گفتم
2:56
این یک نعمت است
2:59
هیچ عربی در آنجا پیشی من نبود
3:02
من دیگه نشنیده بودم بچه ای به دنیا بیاد
3:05
مگر اینکه قبل از پرداخت آن را باج بدهید
3:08
تا اینکه اسلام ظهور کرد
3:11
سیصد و شصت برده زن زنده شدند
3:15
هر کدام را به دو شتر و یک شتر می خرم
3:22
آیا من برای آن پاداشی دارم؟
3:25
ایشان رضی الله عنه فرمودند
3:28
این باب حق است
3:31
اگر خداوند اسلام را به شما عنایت کرده باشد، اجر خواهید داشت
3:36
روزی از پیامبر صلی الله علیه و آله خواستم
3:41
پس گفتم یا رسول الله
3:44
شاید او به من غذای باقی مانده داده است
3:48
پس آن را برای مردم و در راه ما پنهان کن
3:52
از چه کسی شروع کنم؟
3:54
ایشان رضی الله عنه فرمودند
3:57
مادر و پدرت
3:59
و خواهر و برادرت
4:01
زیر شما، زیر شما
4:03
من کی هستم؟