از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 276 از 288

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (278)

◉ 0 بازدید ⏱ 5:17 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:22 از جمله مهاجرین سابق به اسلام
0:26 او به حبشه و سپس به مدینه مهاجرت کرد
0:30 او به خاطر شجاعت در جنگ و صبر در مصیبت ها مشهور بود
0:35 من فرستاده پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد خسروس پادشاه ایران بودم.
0:41 من نامه ای از او دارم که او را به اسلام دعوت کرده است
0:45 پس در ایوانش به دیدن خسرو رفتم
0:48 نامه رسول خدا صلی الله علیه و آله را به او دادم
0:53 وقتی خواند عصبانی شد و کتاب را پاره کرد
0:57 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند
1:01 خداوند پادشاهی او را پاره کرد
1:03 پیامبر صلی الله علیه و آله یک بار غزوه ای فرستاد
1:09 او به من دستور داد که آنها را کنترل کنم
1:11 پس در راه پیاده شدیم
1:13 برای گرم شدن آتش روشن کردیم
1:16 غذایمان را روی آن درست می کنیم
1:19 من مردی بودم که عاشق شوخی بودم
1:22 پس به دوستانم گفتم
1:24 آیا من مجبور نیستم به شما گوش کنم و اطاعت کنم؟
1:27 گفتند بله
1:29 گفتم: مصمم هستم که این کار را برای شما انجام دهم.
1:32 مگر اینکه در این آتش پافشاری کنید
1:35 بنابراین مردم بلند شدند و هیجان زده شدند
1:38 وقتی دیدم دارند در آن می افتند
1:41 به آنها گفتم دست نگه دارند
1:44 فقط داشتم با تو میخندیدم
1:47 وقتی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند
1:51 به او اشاره کردند
1:54 گفت: چه کسی تو را به گناه امر کرد؟
1:57 اطاعت نکنید
1:59 اطاعت فقط در خیر است
2:03 من با ارتش رفتم بیرون
2:05 امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه از سوی او مبعوث شد.
2:09 برای مبارزه با رومیان
2:11 رومیان مرا اسیر کردند و نزد پادشاه خود بردند
2:15 گفتند این یکی از اصحاب محمد است
2:19 پادشاه آنها سزار به من گفت
2:22 آیا می توانید مسیحی شوید؟
2:24 و نصف اموالم را به تو می دهم
2:27 اگر هر چه داری و همه اموال عرب را به من می دهی
2:31 من حتی یک چشم به هم زدن از دینم برنگشته ام
2:35 گفت پس من تو را خواهم کشت
2:38 این و آن را گفتی
2:41 پس دستور داد مرا به صلیب بکشند
2:44 او به رومیان گفت که او را نزدیک بدنش بیندازند
2:48 او به من پیشنهاد می کند که از دین خود دست بکشم
2:51 من پرهیز میکنم
2:53 پس مرا زیر پا گذاشتند
2:55 بعد مرا در خانه ای بدون غذا گذاشتند
2:58 به جز شراب و گوشت خوک
3:01 سه روز بدون خوردن و آشامیدن ماندم
3:06 تا اینکه گردنم را خم کردم
3:08 پس مرا بیرون آوردند
3:10 سزار به من گفت
3:12 چه چیزی شما را از خوردن و آشامیدن باز داشت؟
3:14 گفتم
3:16 اما می دانم که خوردن این نجاست ها در مواقع لزوم برای من جایز است
3:22 اما من بدم می آمد که از اسلام برای شما غرور کنم
3:26 سپس با قدرت فراوان سزار را خواند
3:29 داخل آن روغن ریخت تا بجوشد
3:33 از زندان به مردی زنگ زد
3:36 پس دستور داد
3:37 سپس آن را داخل روغن در حال جوش بریزید
3:39 او مرد و استخوان هایش نمایان شد
3:42 او به من مسیحیت را پیشنهاد می کند
3:45 من پرهیز میکنم
3:47 سزار به آنها گفت
3:49 آن را در قابلمه بیندازید
3:51 پس گریه کردم
3:53 به شاه گفته شد که با توست
3:56 او فکر کرد که من نگران شدم
3:59 و او گفت
4:00 به من پس بده
4:02 پس از من پرسید
4:03 چه چیزی باعث گریه شما شد؟
4:05 گفتم
4:06 یک روح است
4:08 حالا آن را در این قابلمه بیندازید و بروید
4:12 می خواستم همین تعداد مو داشته باشم
4:16 او را به خاطر خدا به جهنم انداختند
4:20 سزار به من گفت
4:22 آیا سرم را می پذیری و من تو را رها می کنم؟
4:25 پس به او گفتم
4:27 و برای همه اسیران مسلمان
4:30 گفت بله
4:31 پس سرش را بوسیدم
4:33 بنابراین من و همه زندانیان را آزاد کرد
4:36 پس نزد عمر رضی الله عنه آمدم
4:39 خبرم را به او گفتم
4:41 عمر گفت
4:43 هر مسلمانی حق دارد سر شما را ببوسد
4:47 و من شروع می کنم
4:49 پس سرم را بوسید
4:51 من کی هستم؟
4:57 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
5:01 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
5:05 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله