از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 77 از 273

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (86)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:48 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 توقف کنید
0:03 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب و از سران قریش برادرم ابوجهل هستم
0:25 و پسر عمویم خالد بن الولید رضی الله عنه
0:30 روز بدر را در حالی که در کفر بودم شاهد بودم
0:33 پس چون شکست مشرکان را دیدم به مکه گریختم
0:38 و کشته شدن برادرانم ابوجهل و العاص
0:42 سپس در روز فتح مکه اسلام آوردم
0:45 شاهد جنگ حنین بود
0:48 پیامبر صلی الله علیه و آله آن را داد
0:51 صد شتر از غنائم حنین
0:54 با آشتی دلهایشان
0:57 پس اسلامم بهتر شد و گفتم
1:00 وادی را که در جنگ با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گرفتم رها نمی کنم.
1:06 مگر اینکه برای رضای خدا آن را بگیرید
1:10 من یک سکه که برای مبارزه با او خرج کردم دریغ نمی کنم
1:14 مگر اینکه همین مقدار را در اطاعت خدا و رسولش انفاق کنید.
1:21 روزی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدم و گفتم:
1:27 ای رسول خدا به من چیزی بگو تا به آن پایبند باشم
1:32 گفت: من بر تو حکومت خواهم کرد و به زبانش اشاره کرد
1:38 فکر می کردم آسان است، چون کم صحبت می کردم
1:43 من مانع او نشدم
1:45 وقتی قصد داشتم منطق و زبانم را در نظر بگیرم
1:50 پس هیچ چیز بدتر از آن نیست
1:54 من سخاوتمند و شاعر محبوب مردم مکه بودم
1:59 وقتی تصمیم گرفتم برای رضای خدا بیرون بروم و بجنگم
2:03 مردم مکه به شدت نگران شدند
2:07 یکی از آنها باقی نماند اما بیرون آمدند تا مرا تشویق کنند
2:11 زمانی که در قله البوثه بودم
2:14 من ایستادم و مردم دور من ایستاده بودند و گریه می کردند
2:18 وقتی زنگ آنها را دیدم گفتم:
2:22 آهای مردم
2:24 به خدا سوگند من از آرزوی تو منحرف نشدم
2:29 برای انتخاب یک کشور از کشور خود
2:32 اما همین بود
2:35 سپس مردانی که پیش از ما بودند نزد خدا آمدند
2:39 به خدا ما هیچ روزی از آنها را ندیدیم
2:43 به خدا آن را در دنیا برای ما آوردند
2:47 بیایید به دنبال این باشیم که آن را در زندگی پس از مرگ با آنها به اشتراک بگذاریم
2:51 ای مردم انتقال به سوی خداوند متعال است
2:56 سپس به سمت شام حرکت کردم
3:01 پس در جنگ یرموک مجروح شدم
3:04 و دراز کشیده روی زمین افتادم
3:07 پس خواستم آب بنوشم
3:10 وقتی آب به من رسید
3:12 به اکرمه نگاه کرد
3:14 او هم مجروح شد
3:17 پس گفتم: آب را به اکرمه هل بده
3:21 وقتی عکرمه آن را گرفت
3:23 عیاش به او نگاه کرد
3:25 و او گفت
3:27 به عیاش بده
3:29 آب به عیاش نرسید
3:32 تا اینکه فوت کرد
3:34 پس آب را به اکرمه برگرداندند
3:37 پس مرد
3:39 پس برایم آب آوردند
3:42 پس اگر از جانم لبریز شده ام
3:45 من کی هستم؟
3:53 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
3:57 وقتی قسمت بعدی میاد
4:00 انشاالله
4:02 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:07 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد
4:12 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
4:17 ما نمی توانیم از آنها با تعالی یاد کنیم
4:22 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:27 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:32 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
4:37 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد