از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 243 از 288
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (244)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:04
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من یکی از همراهان مهاجر هستم
0:21
هاشمی قریشی
0:24
او به فصاحت و سختگیری در پاسخ معروف بود
0:28
هیچ کس برای من ایستادگی نخواهد کرد
0:30
اما من نسب شناس بودم
0:34
من قریش را از نسب و ایامشان می شناسم
0:38
من یکی از چهار نفری بودم که مردم در اختلافاتشان در مورد نسب به آنها مراجعه می کردند
0:44
من پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابوطالب هستم
0:49
پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفت
0:53
ای ابویزید!
0:55
دوبار دوستت دارم
0:58
به عشق نزدیکی تو به من
1:00
و به عشق ابوطالب از تو برحذر باش
1:04
بله، پدرم ابوطالب مرا بسیار دوست داشت
1:09
او با هیچ یک از فرزندانش مانند من رفتار نمی کند
1:12
و همچنین دیگران
1:14
این را نشان می دهد
1:16
زمانی که قریش فقیر شدند
1:19
پیامبر صلی الله علیه و آله آمد
1:22
و عمویم العباس رضی الله عنه به پدرم
1:26
این قبل از ماموریت بود
1:28
از او بخواهید که برخی از فرزندانش را اسپانسر کند تا بار او را کم کند
1:33
پدرم به شرطی قبول کرد که مرا به او بسپارند
1:37
از فرزندانش هر که را بخواهد می گیرد جز من
1:41
پس عمویم عباس برادرم جعفر رضی الله عنه را گرفت
1:45
پیامبر صلی الله علیه و آله برادرم علی رضی الله عنه را گرفت
1:53
من از کسانی بودم که از اقوام مسلمانشان که به مدینه مهاجرت کردند ارث بردم
1:59
خانه پیامبر صلی الله علیه و آله را در مکه به ارث بردم
2:04
نقش بنی هاشم
2:06
من در میان زائران بنی هاشم آب می دادم
2:11
من یکی از سه نفری بودم که مجموعه شعر می نوشتم
2:15
به خلیفه مسلمین عمر بن الخطاب رضی الله عنه
2:20
پس مردم را بر حسب قبیله و نسبشان مرتب کردم
2:26
من شاهد جنگ بدر با مشرکان بودم
2:29
عده ای از مسلمانان مرا اسیر کردند
2:32
من را با عمویم عباس با یک طناب بستند
2:36
پس ما را مقارنین می گفتند
2:39
من پولی برای بازخرید خودم نداشتم
2:43
پس عمویم عباس رضی الله عنه مرا فدیه داد
2:47
سپس خداوند متعال سخن خود را درباره ما نازل کرد
2:50
ای پیامبر
2:54
به آن اسیران در دستان خود بگویید
3:00
اگر خدا می داند در دل های شما خیری وجود دارد
3:05
اگر به شما خیر بدهد
3:08
اگر خدا می داند در دل شما خیری هست
3:13
اگر به شما خیر بدهد
3:16
کورت
3:29
من بزرگترین برادرم هستم
3:31
من ده سال از جعفر بزرگترم
3:35
او بیست سال از علی بزرگتر است
3:38
اما من آخرین نفری بودم که مسلمان شدم
3:43
و آخرین آنها درگذشت
3:44
پس از حدیبیه به اسلام گروید
3:47
او در سال اول هشتم هجری به مدینه هجرت کرد
3:52
او در جنگ موته شرکت کرد
3:54
من از جمله کسانی بودم که در جنگ حنین بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ثابت قدم ماندم.
4:01
مرگ من در آخرین دوره حکومت معاویه رضی الله عنه به سراغم آمد
4:07
من کی هستم؟
4:22
قسمت بعدی انشاالله منتشر میشه