از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 2 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (2) | أسامة بن زيد رضي الله عنه

◉ 0 بازدید ⏱ 4:40 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 توقف کنید
0:03 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از صحابه جوان هستم
0:20 ابن مولا یکی از بزرگترین وفاداران اسلام است
0:23 مادرم جوجه کشی پیامبر صلی الله علیه و آله است
0:29 زیر چشم پیامبر صلی الله علیه و آله رشد کرد
0:33 من در اواخر عمرش شاهد صحنه هایی با او بودم
0:37 مرا در فتح مکه پشت سر خود فرستاد
0:41 رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به مأموریت فرستاد
0:46 پس به مردم حمله کردیم و آنها را شکست دادیم
0:49 من و مردی از انصار به دنبال مرد دیگری از آنان رفتیم
0:53 نسبت به مسلمانان سخت بود
0:56 زمانی که ما توانستیم این کار را انجام دهیم
0:58 من و همراهم شمشیرهایمان را بر او بلند کردیم
1:02 وقتی مرگ را دید گفت:
1:04 خدایی جز خدا نیست
1:07 انصاری جلوی او را گرفت
1:09 با شمشیر به او زدم تا اینکه او را کشتم
1:13 وقتی به شهر آمدیم
1:15 این را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گزارش کردند
1:19 او به من گفت
1:21 بعد از اینکه گفت خدایی جز خدا نیست او را کشتم
1:25 عرض کردم یا رسول الله
1:27 از ترس اسلحه گفت
1:30 گفت: دلش را نشکستی؟
1:34 مدام آن را تکرار می کند
1:36 حتی آرزو می کردم آن روز مسلمان شده بودم
1:40 و اکنون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
1:45 رهبری ارتشی که قصد حمله به رومیان در شام را داشت
1:49 من هفده ساله هستم
1:52 و در ارتش مهاجران ارشد وجود دارد
1:55 و شیوخ انصار
1:57 و او گفت
1:58 برو به نام خدا
2:00 بنابراین من با ارتش حرکت کردم
2:02 تا اینکه به صخره رسیدیم
2:04 در مناطق شهر
2:06 بعد با سربازی دیر رسیدم
2:08 وقتی خبر بیماری پیامبر صلی الله علیه و آله را شنیدم
2:13 و هنگامی که بر رسول خدا سنگینی شد
2:16 به شهر برگشتم
2:18 و مردم برگشتند
2:20 پس من وارد شدم و او ساکت بود
2:22 پس حرف نمیزنه
2:24 وقتی مرا دید
2:26 با دستش به من اشاره کرد
2:28 سپس آنها را بزرگ می کند
2:30 پس فهمیدم که برایم دعا می کند
2:33 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت
2:37 ابوبکر رضی الله عنه را جانشین مردم قرار داد
2:42 او به من دستور داد که در ارتش راهپیمایی کنم
2:44 به مقصدی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا به آن سوق داد
2:50 با من راه افتاد و از من خداحافظی کرد
2:52 و من سوار هستم
2:54 همانطور که او راه می رود
2:56 پس گفتم ای جانشین رسول خدا
2:58 یا سوار شو
3:00 یا میرم پایین
3:02 و او گفت
3:04 به خدا نه پیاده می شوم و نه سوار می شوم
3:07 مجبور نیستم برای رضای خدا یک ساعت پایم را گردگیری کنم
3:13 نزد عمر رضی الله عنه از من اجازه خواست
3:16 تا با او در شهر بمانیم
3:18 پس به او اجازه دادم
3:20 عمر بن خطاب رضی الله عنه بعد از آن بود
3:24 او هرگز بدون گفتن مرا ملاقات نکرد
3:28 درود بر تو ای شاهزاده و رحمت خدا
3:32 رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد
3:35 و تو علی امیری
3:38 من کی هستم؟
3:42 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
3:46 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
3:50 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
3:54 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:00 وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد
4:05 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
4:10 ما نمی توانیم از آنها با تعالی یاد کنیم
4:15 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:20 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:25 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
4:30 و عالم خودپسندی بر آنها آشکار شده است