از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 117 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (117)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب مهاجر و از اولین مسلمانان مکه هستم
0:24
روز هفتم در شانزده سالگی مسلمان شدم
0:29
من اسلام خود را پنهان کردم، بنابراین هیچ یک از نزدیکانم از من خبر نداشتند
0:35
من اولین نویسنده وحی بودم
0:38
من از ثروتمندان و اهل تفریح قریش بودم
0:42
صورتم از جوانی و زیبایی می درخشد
0:46
خانه من روی کوه صفا بود
0:50
در منطقه ای آرام در نزدیکی کعبه مقدس
0:55
فقط افراد ثروتمند قریش در آنجا زندگی می کنند
0:58
لذا پیامبر صلی الله علیه و آله آن را مقر خود قرار داد
1:04
او در مکه پنهان شد، در حالی که مسلمانان در جریان تماس مخفیانه با او بودند
1:10
الدری مهمترین خانه برای تبلیغ اسلام بود
1:15
آنجاست که صحابه اصلی و مسلمانان اولیه به اسلام گرویدند
1:20
آنها همچنان به آن بی توجهی کردند تا اینکه به چهل مرد رسیدند
1:26
آخرین آنان که اسلام آورد عمر بن خطاب رضی الله عنه بود
1:32
هنگامی که چهل مرد را تمام کردند
1:35
دو ردیف بیرون رفتند و با صدای بلند خدای تعالی را صدا می زدند
1:40
حمزه و عمر رضی الله عنهم مقدم بر آنان است
1:45
الدری به بیت اسلام معروف بود
1:49
من شاهد همه غزوات با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم
1:55
و در جنگ بدر
1:57
رسول خدا صلی الله علیه و آله شمشیری از غنائم به من داد.
2:03
از من برای تقسیم صدقه استفاده کرد
2:07
وقتی مشرکان رسول خدا صلی الله علیه و آله را به چالش کشیدند
2:12
گفتند: اى محمد اگر راست مى گويى.
2:16
ماه برای ما به دو نیم تقسیم شد
2:19
و نیمی را بر کوه ابوقبیس بگذار
2:22
و نیمی در کوه قاع قاآن
2:26
پیامبر صلی الله علیه و آله به آنها فرمود
2:30
اگر این کار را بکنم به من ایمان خواهی داشت؟
2:34
گفتند بله و شب ماه کامل بود
2:38
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از پروردگارش خواست که آنچه را که خواسته اند به او بدهد.
2:44
سپس ماه نیمی بر این کوه بود و نیمی بر آن
2:50
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا زد
2:55
به من و پدرم سلام داد
2:58
من شهادت می دهم
3:00
یک روز برای بازدید از اورشلیم آماده شدم
3:05
وقتی دستگاهم تمام شد، برای وداع نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم.
3:12
فرمود: آنچه تو را بیرون می آورد نیاز یا تجارت است
3:17
گفتم: نه یا رسول الله، پدر و مادرم فدای تو باد.
3:22
اما من می خواهم در اورشلیم دعا کنم
3:26
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
3:30
نماز در این مسجد من
3:33
بهتر از هزار نماز در مساجد دیگر است
3:38
جز مسجد جامع
3:41
بنابراین سفر را متوقف کردم و در شهر ماندم
3:45
من کی هستم؟
3:57
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:01
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله