از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 100 از 288

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (100)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:56 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 توقف کنید
0:03 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب انصار و از رهبران آنها در روز عهد عقبه هستم.
0:27 در دوران پیش از اسلام در نوشتن مهارت داشتم
0:30 من در شنا و پرتاب بهتر هستم
0:33 پس مرا پر صدا کردند
0:38 من تنها یکی از طرفداران هستم
0:40 بلایی که بر من وارد شد همان چیزی بود که به مهاجران مکه آمد
0:45 زیرا قریش پس از موسم حج، شوالیه های خود را برای تعقیب هیئت مدینه فرستادند
0:52 که در آن با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیعت کردیم.
0:57 جز من کسی را نشناختند
1:00 پس مرا گرفتند و دستانم را به گردنم بستند
1:03 مرا به مکه برگرداندند
1:06 دور من جمع شدند و مرا کتک زدند
1:09 هر عذابی بخواهند بر من می آورند
1:13 سپس یکی از آنها مرا تنها گذاشت که گویی به من رحم کرده است
1:17 گفت: وای به امیدت در مکه، از کی پناه می گیری؟
1:23 گفتم نه
1:25 با این حال الاسب نوال در شهر نزد ما می آمد و او را تکریم کردیم
1:31 مردی از مردم گفت: پسر عمویم را ذکر کرد، من همسایه او هستم.
1:36 به خدا هیچ یک از شما به آن نمی رسد
1:40 پس متوقفم کن
1:43 در مدینه تمام سرمایه خود را صرف خدمت به اسلام و تکریم مسلمانان کردم
1:51 مردی از انصار با یکی از مهاجران به سوی خانه اش می رفت
1:57 یا دو سه تا
2:00 همه اهل سفاح را به خانه خود می بردم و آنها را تکریم می کردم
2:05 آنها بین هفتاد تا هشتاد مرد بودند
2:09 من از گوشت در شیشه فرنی درست می کردم
2:13 پس برای پیامبر صلی الله علیه و آله فرستاد
2:17 پلک هایم با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خانه همه همسرانش می چرخید.
2:25 برای این
2:27 همیشه از پروردگارم خیر و روزی بیشتری را طلب می کردم
2:32 و من می گویم
2:33 خدایا به من افتخار بده
2:36 هیچ شکوهی جز با عمل نیست
2:39 هیچ اثری جز با پول نیست
2:42 خدایا پول کم برای من خوب نیست
2:46 و برای او مناسب نیست
2:49 و من خیلی حسودی کردم
2:51 و مردم این را از من می دانستند
2:54 من تا حالا با زنی ازدواج نکردم
2:56 به جز فردا
2:58 من تا به حال زنی را طلاق نداده ام
3:00 بعد از من یکی جرات کرد با او ازدواج کند
3:04 جوانمردی و تجربه نظامی باعث شد که به اسلام هم خدمت کنم
3:12 پرچم مهاجرین در جنگ با علی رضی الله عنه بود
3:18 و پرچم انصار با من است
3:21 و در جنگ بدر
3:23 هنگامی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر دادند که کاروان ابوسفیان از دست رفته است.
3:29 او گفت
3:30 مردم من را نصیحت کنید
3:33 مقداد و ابوبکر رضی الله عنه صحبت کردند
3:38 و رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید
3:42 مردم من را نصیحت کنید
3:45 پس بلند شدم و گفتم
3:47 خداوند به تو می گوید که ما را می خواهی ای رسول خدا
3:51 برو ای رسول خدا برای آنچه دوست داری
3:54 ما با شما هستیم
3:56 به خدا سوگند اگر به ما دستور می دادی که اسب هایمان را در دریا فرو ببریم، در آنها فرو می رفتیم.
4:01 اگر دستور می دادید که جگر آنها را به برک الغمدی بزنیم، این کار را می کردیم
4:07 چهره پیامبر صلی الله علیه و آله برق زد
4:12 و هنگامی که درگیری شدید شد
4:14 بر دروازه العریش ایستادم و مشتاق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودم.
4:20 از ترس اینکه مشرکان به او برسند
4:24 من کی هستم؟
4:28 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:32 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:36 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
4:40 بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:45 وقتی رسول را می‌جوید یا می‌گفت، از او پیروی می‌کرد