از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 100 از 288
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (100)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب انصار و از رهبران آنها در روز عهد عقبه هستم.
0:27
در دوران پیش از اسلام در نوشتن مهارت داشتم
0:30
من در شنا و پرتاب بهتر هستم
0:33
پس مرا پر صدا کردند
0:38
من تنها یکی از طرفداران هستم
0:40
بلایی که بر من وارد شد همان چیزی بود که به مهاجران مکه آمد
0:45
زیرا قریش پس از موسم حج، شوالیه های خود را برای تعقیب هیئت مدینه فرستادند
0:52
که در آن با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیعت کردیم.
0:57
جز من کسی را نشناختند
1:00
پس مرا گرفتند و دستانم را به گردنم بستند
1:03
مرا به مکه برگرداندند
1:06
دور من جمع شدند و مرا کتک زدند
1:09
هر عذابی بخواهند بر من می آورند
1:13
سپس یکی از آنها مرا تنها گذاشت که گویی به من رحم کرده است
1:17
گفت: وای به امیدت در مکه، از کی پناه می گیری؟
1:23
گفتم نه
1:25
با این حال الاسب نوال در شهر نزد ما می آمد و او را تکریم کردیم
1:31
مردی از مردم گفت: پسر عمویم را ذکر کرد، من همسایه او هستم.
1:36
به خدا هیچ یک از شما به آن نمی رسد
1:40
پس متوقفم کن
1:43
در مدینه تمام سرمایه خود را صرف خدمت به اسلام و تکریم مسلمانان کردم
1:51
مردی از انصار با یکی از مهاجران به سوی خانه اش می رفت
1:57
یا دو سه تا
2:00
همه اهل سفاح را به خانه خود می بردم و آنها را تکریم می کردم
2:05
آنها بین هفتاد تا هشتاد مرد بودند
2:09
من از گوشت در شیشه فرنی درست می کردم
2:13
پس برای پیامبر صلی الله علیه و آله فرستاد
2:17
پلک هایم با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خانه همه همسرانش می چرخید.
2:25
برای این
2:27
همیشه از پروردگارم خیر و روزی بیشتری را طلب می کردم
2:32
و من می گویم
2:33
خدایا به من افتخار بده
2:36
هیچ شکوهی جز با عمل نیست
2:39
هیچ اثری جز با پول نیست
2:42
خدایا پول کم برای من خوب نیست
2:46
و برای او مناسب نیست
2:49
و من خیلی حسودی کردم
2:51
و مردم این را از من می دانستند
2:54
من تا حالا با زنی ازدواج نکردم
2:56
به جز فردا
2:58
من تا به حال زنی را طلاق نداده ام
3:00
بعد از من یکی جرات کرد با او ازدواج کند
3:04
جوانمردی و تجربه نظامی باعث شد که به اسلام هم خدمت کنم
3:12
پرچم مهاجرین در جنگ با علی رضی الله عنه بود
3:18
و پرچم انصار با من است
3:21
و در جنگ بدر
3:23
هنگامی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر دادند که کاروان ابوسفیان از دست رفته است.
3:29
او گفت
3:30
مردم من را نصیحت کنید
3:33
مقداد و ابوبکر رضی الله عنه صحبت کردند
3:38
و رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید
3:42
مردم من را نصیحت کنید
3:45
پس بلند شدم و گفتم
3:47
خداوند به تو می گوید که ما را می خواهی ای رسول خدا
3:51
برو ای رسول خدا برای آنچه دوست داری
3:54
ما با شما هستیم
3:56
به خدا سوگند اگر به ما دستور می دادی که اسب هایمان را در دریا فرو ببریم، در آنها فرو می رفتیم.
4:01
اگر دستور می دادید که جگر آنها را به برک الغمدی بزنیم، این کار را می کردیم
4:07
چهره پیامبر صلی الله علیه و آله برق زد
4:12
و هنگامی که درگیری شدید شد
4:14
بر دروازه العریش ایستادم و مشتاق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودم.
4:20
از ترس اینکه مشرکان به او برسند
4:24
من کی هستم؟
4:28
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:32
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:36
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
4:40
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:45
وقتی رسول را میجوید یا میگفت، از او پیروی میکرد