از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 75 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (75)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب برجسته هستم
0:22
وی از عموهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مهاجران بود
0:27
من از اساتید مکه هستم
0:30
من آنجا با برادرزاده ام بزرگ شدم
0:33
و برادر شیرده ام محمد صلی الله علیه و آله و سلم
0:38
او به شجاعت و سخاوتش معروف بود
0:41
من یکی از سرسخت ترین پسران قریش بودم
0:44
عزیزترین آنها شکیما است
0:46
من عاشق ماهیگیری و گذراندن وقتم در آنجا بودم
0:50
یک بار با کمان آمدم
0:55
برگشت از ماهیگیری
0:57
پس از كنار خدمت عبدالله بن جدان گذشتم
1:01
او به من گفت: ابو عماره
1:04
اگر دیدی برادرزاده ات از ابوجهل چه گرفت
1:08
او را در اینجا یافت، پس او را آزار داد و او را نفرین کرد
1:11
و به چیزی که ازش متنفر بود رسید
1:14
سپس رفت و محمد با او صحبت نکرد
1:18
وقتی اینو شنیدم
1:20
برای برادرزاده ام رژیم گرفتم
1:23
و عصبانیت مرا خسته کرد
1:25
سریع رفتم و مثل قبل کنار کسی ایستادم
1:30
وقتی وارد خانه سمینار شدم
1:33
به ابوجهل که در میان مردم نشسته بود نگاه کردم
1:36
پس به او نزدیک شدم
1:38
حتی اگر بالای سرش باشی
1:41
کمان را بالا آوردم و با آن ضربه ای به او زدم
1:44
پس استدلال او مذموم است
1:47
بعد به او گفتم
1:49
من به او توهین می کنم در حالی که از دین او پیروی می کنم
1:51
من همان چیزی را می گویم که او می گوید
1:53
اگه میشه جوابمو بدین
1:56
مردانی از بنی مخزوم نزد من آمدند
1:59
ابوجهل گفت
2:01
ابو عماره را صدا کن
2:03
به خدا قسم برادرزاده اش را لعنت زشتی قرار دادم
2:08
بنابراین آنها را ترک کردم
2:10
خداوند عشق اسلام را در قلب من انداخته است
2:14
پس در آن زمان اسلام آوردم
2:16
و قوت مسلمانان را با اسلامم تقویت کردم
2:20
او به شهر مهاجرت کرد
2:24
من با پیامبر صلی الله علیه و آله بدر را شاهد بودم
2:28
او اولین مرد مشرک را در آن حمله کشت
2:33
این زمانی بود که اسود پسر عبدالاسد مخزومی بیرون آمد.
2:38
خدا وعده داد که از آب انبار ما بنوشند یا آن را خراب کنند
2:43
یا بدون او خواهند مرد
2:45
بنابراین من به سمت او رفتم
2:47
وقتی با هم آشنا شدیم
2:49
با شمشیر به او زدم
2:51
سپس عشق به حوضه
2:53
او می خواهد به سوگند خود عمل کند
2:56
سپس زن دیگری او را زد تا اینکه او را در نزدیکی حوض کشت
3:01
سپس سه نفر از شوالیه های آنها بیرون آمدند و خواستار دوئل شدند
3:06
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به من دستور داد
3:12
من و عبیده بن الحارث و علی بن ابی طالب
3:17
با بیرون رفتن پیش آنها
3:19
پس با آنها جنگیدیم و همه را کشتیم
3:23
این اولین دوئل در اسلام بود
3:26
و قول خداوند متعال بر ما نازل شد
3:29
این دو مخالفی هستند که درباره پروردگارشان مجادله کردند
3:33
آیات
3:35
سپس درگیری عمومی آغاز شد
3:37
بنابراین یک پر شترمرغ را روی سینه ام گذاشتم
3:40
و من جنگیدم و کشتم و کشتم
3:43
بنابراین یک پر شترمرغ را روی سینه ام گذاشتم
3:46
و با مشرکان جنگیدم
3:48
بنابراین قلاب های آنها پیچ خورده بود
3:50
و من آنها را از جای خود حذف کردم
3:53
تا اینکه خداوند آنها را شکست داد
3:55
امیه بن خلف پس از جنگ گفت
3:58
او در اسارت است
4:00
که پر شترمرغ بر سینه دارد
4:04
اونی که به ما بدی کرد
4:07
مسلمانان مرا شیر خدا نامیدند
4:10
و شیر رسولش صلی الله علیه و آله و سلم
4:14
من کی هستم؟
4:17
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:22
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:26
وقتی قسمت بعدی میاد
4:29
انشاالله
4:31
بهترین موقعیت ها و نمونه های قرن ها
4:36
اگر پیغمبر میخواست یا میگفت، از پیامبر پیروی میکرد
4:41
آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
4:46
وقتی ملاقات می کنیم، یادشان بلند می شود
4:51
رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:56
آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
5:01
آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
5:06
و دنیای رویاها برایشان زیبا شد