از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 63 از 288

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (63)

◉ 0 بازدید ⏱ 5:33 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 توقف کنید
0:03 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12 یک چالش جدی برای اینکه من هستم
0:16 من یکی از خاخام های یهودی هستم
0:22 و یکی از علمای ایشان
0:25 من از اولاد یوسف بن یعقوب هستم
0:28 ابن اسحاق بن ابراهیم علیه السلام
0:33 مردم مدینه از فرقه ها و پیشینه های مختلف بودند
0:37 مرا گرامی می دارند و جلال می دهند
0:40 پس از تشرف به اسلام از اصحاب نخبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شدم.
0:47 در زمان جاهلیت نام من حسین بود
0:50 پس رسول خدا صلی الله علیه و آله نام مرا تغییر داد
0:55 او در بهشت بر من شهادت داد
0:58 من می دانستم که این یک زمان نبوی است
1:02 منتظر بودم بفرستد
1:04 وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه آمد
1:09 مردم به سوی او هجوم آوردند
1:11 من از جمله کسانی بودم که نزد او آمدند
1:14 وقتی به صورتش نگاه کردم
1:16 می دانستم که چهره اش چهره دروغگو نیست
1:20 اولین چیزی که از او شنیدم این بود که او گفت
1:26 ای مردم، صلح را گسترش دهید
1:29 و غذا را تغذیه کردند
1:31 به رحم رسیدند
1:33 شب در حالی که مردم در خواب بودند وارد شدند
1:36 شما با آرامش وارد بهشت می شوید
1:39 سپس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم
1:43 پس از او در مورد چیزهایی پرسیدم که فقط یک پیامبر می داند
1:48 او جواب من را داد
1:50 پس اسلام آوردم
1:52 شهادت دادم که معبودی جز خدا نیست
1:55 و اینکه محمد رسول خداست
1:58 بعد گفتم
1:59 ای رسول خدا
2:01 یهودیان مردمی احمق هستند
2:04 اگر اسلام مرا می دانستند، پیش از تو مرا شگفت زده می کردند
2:09 پس برایشان بفرست و در مورد من از آنها بپرس
2:13 پس به سوی آنان فرستاد که درود خدا بر او باد
2:16 در حالی که پشت حجاب بودم از آنها درباره من پرسید
2:20 و گفتند
2:22 او بهترین ما و فرزند بهترین ماست
2:24 و دنیای ما و دنیای ما
2:27 او داناترین ما و او داناترین ماست
2:30 او گفت
2:31 دیدی اسلام آورد یا نه؟
2:33 شما خوش آمدید
2:35 گفتند
2:36 خدا او را از آن حفظ کند
2:39 پس نزد آنها رفتم و گفتم
2:42 شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
2:45 و اینکه محمد رسول خداست
2:48 به من گفتند
2:50 تو شیطان ما و پسر شر ما هستی
2:53 و ما نادانیم و ما نادانیم
2:56 پس گفتم
2:58 این همان چیزی است که من از آن می ترسیدم یا رسول الله
3:02 پس خداوند آن را بر ما آشکار کرد
3:05 بگو: آیا دیدی که از جانب خداست و به آن کافر شدی؟
3:12 شاهدی از بنی اسرائیل شهادت داد
3:18 او را دوست داشت، اما او معتقد بود، اما تو مغرور بودی
3:22 خداوند مردم ظالم را هدایت نمی کند
3:28 و من رؤیایی دیدم
3:31 پس آن را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل کردم
3:35 پس گفتم
3:37 تو را در باغی سبز دیدم
3:40 در وسط آن یک ستون آهنی قرار دارد
3:43 زیر آن در زمین
3:45 و بالاتر در آسمان
3:47 در بالا یک سوراخ دکمه وجود دارد
3:49 بنابراین به من گفته شد
3:51 بر روی آن صعود کنید
3:53 بنابراین تا زمانی که دستگیره را گرفتم بالا رفتم
3:56 پس گفته شد
3:58 حلقه را نگه دارید
4:00 بیدارش کردم و در دستم بود
4:04 پس وقتی شدم
4:06 نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم
4:09 پس برایش نقل کردم
4:12 و او گفت
4:13 ام الروضه
4:15 واجبات اسلام
4:17 در مورد ستون
4:19 ستون اسلام است
4:21 در مورد حلقه
4:23 او دسته قابل اعتماد است
4:25 و تا زمانی که بمیری مسلمانی
4:29 من کی هستم؟
4:32 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:38 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:41 وقتی قسمت بعدی میاد
4:44 انشاالله
4:46 بهترین نمونه های قرن ها
4:51 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد
4:56 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
5:01 یادشان بر سر ما بلند شود
5:07 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
5:12 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
5:17 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
5:22 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد