از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 33 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (33)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:41 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00 توقف کنید
0:03 با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از زنان صحابه هستم
0:22 من پرستار نبی اکرم صلی الله علیه و آله هستم
0:26 با زنانی از بنی سعد بن بکر به مکه آمدم
0:31 ما در یک سال نازا به دنبال نوزاد هستیم
0:34 پس او سوار بر الاغ نزد من آمد
0:37 او عقب افتاده بود
0:40 با من شوهرم، پسرمان و یک شتر است
0:44 قسم می خورم که شب ها نمی خوابیم
0:46 بخاطر گریه پسرمون
0:49 آنچه در سینه می یابد همان چیزی است که او را به آواز خواندن وا می دارد
0:52 در شتر ما چیزی نیست که او را سیر کند
0:55 پس به مکه آمدیم
0:58 به خدا هیچ کدام از ما زن نیستیم
1:01 جز اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را بر او عرضه داشت
1:06 اگر به ما بگویند یتیم است
1:09 گذاشتیم و گفتیم
1:11 مادرش چه کاری می توانست برای ما انجام دهد؟
1:15 همراهانم با نوزادان برگشتند
1:18 جز اینکه بچه دار نشدم
1:21 پس به شوهرم گفتم
1:23 شاید نزد آن یتیم برگردم و او را ببرم
1:27 امیدوارم بدون بچه برنگردم
1:31 گفت: اگر بخواهی لازم نیست.
1:35 پس نزد او برگشتم و او را بردم
1:38 به خدا فقط اگر آن را می گرفتم
1:42 بنابراین او را به راه خود آوردم
1:44 پس او را روی بغلم گذاشتم
1:46 تا اینکه با هر شیری که می خواهد سینه قبول می کند
1:50 پس او و برادرش مشروب خوردند تا تشنگی خود را سیراب کردند
1:54 شوهرم سر شتر ما بلند شد
1:57 و پر بود
1:59 پس او را دوست داشت
2:00 بعد او مشروب خورد و من هم مشروب خوردم تا تشنگی خود را برطرف کنیم
2:04 خواب خوبی داشتیم
2:07 وقتی بلند شدیم شوهرم به من گفت
2:10 به خدا قسم می بینم که نفس مبارکی گرفته ای
2:15 سپس به سمت صحرای خود حرکت کردیم
2:19 به خدا بقیه ی گروه قبل از من آمدند
2:23 حتی دوستانم هم می گویند
2:26 وای بر تو ای دختر ابوظیب
2:29 این الاغ توست که با ما بیرون رفتی؟
2:33 پس من می گویم بله
2:35 قسم می خورم که مال اوست
2:37 تا اینکه سرزمین بنی سعد را تقدیم کردیم
2:41 من هیچ سرزمینی در زمین خدا جذاب تر از آن نمی شناسم
2:46 گوسفندم صبح می رفت بیرون و می رفت
2:49 آن وقت از شیر سیر می شوید
2:52 از آن هر چه بخواهیم می دوشیم
2:56 گوسفندان مردم یک قطره تخم نمی گذارند
2:59 این به برکت پیامبر صلی الله علیه و آله است
3:04 پس از جنگ حنین و طائف
3:07 پیغمبر صلی الله علیه و آله تأسیس کرد
3:10 غنائم را با جعرانه تقسیم می کند
3:13 پس به سراغش آمدم
3:15 وقتی به او نزدیک شدم
3:17 او از من استقبال کرد و ردای خود را برای من پهن کرد
3:20 پس روی آن نشستم
3:22 و مردم گفتند
3:24 از جمله آنهاست که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنها را گرامی می دارد
3:29 بعضی ها جواب دادند و گفتند
3:32 این مادرش است که به او شیر داده است
3:35 من کی هستم؟
3:38 پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
3:44 پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
3:48 وقتی قسمت بعدی میاد انشالله
3:53 بهترین نمونه های قرن ها
3:58 اگر پیغمبر می‌خواست یا می‌گفت، از پیامبر پیروی می‌کرد
4:03 آنها اینجا بودند که ابرهای زندگی ما را آبیاری می کردند
4:08 یادشان بر سر ما بلند شود
4:14 رفتند و سوالی در ذهنم انداختند
4:19 آیا ستاره ای مانند آنها در آسمان و تپه های آن وجود دارد؟
4:24 آنها زندگی خود را پر از غرور در اعمال خود کردند
4:29 و دنیای رویاها برایشان زیبا شد