از مجموعهٔ من أنا؟ · درس 197 از 290

تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (197)

◉ 0 بازدید ⏱ 4:07 صدای اصلی (عربی)
صوت ترجمه‌شده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش می‌شود. متن زیر به‌طور کامل ترجمه شده است.
0:000:00

متن کامل

ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01 توقف کنید
0:04 با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12 یک چالش جدید از طرف من
0:16 من از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:22 از متحدان انصار و از شوالیه های اسلام
0:27 من از کسانی بودم که در کار خیر شتاب می کردم
0:30 و رقبا در کارهای خیر باقی مانده
0:33 و کسانی که خود و مال خود را در راه خدا فدا می کنند
0:39 وقتی مصعب بن عمیر رضی الله عنه به مدینه آمد مسلمان شدم
0:44 روزی با پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودیم
0:49 بعد مردی آمد و گفت
0:52 ای رسول خدا فلانی درخت خرما دارد
0:56 و من می خواهم باغبان را حصار بکشم
0:59 سپس دیوار به درخت نخل او می رسد
1:02 پس از او خواست که یک درخت خرما به من بدهد
1:05 تا اینکه در آنجا حصار باغی درست کردم
1:08 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مردی که درخت خرما داشت می فرماید
1:15 به او بده
1:17 و در بهشت درخت خرمایی خواهید داشت
1:20 مرد نپذیرفت، سپس برخاست و رفت
1:24 پس پشت سرش ایستادم و به او گفتم
1:27 درخت نخلت را در تمام باغ من به من بفروش
1:30 من یک باغ بزرگ داشتم
1:32 شامل ششصد درخت نخل است
1:35 مرد موافقت کرد
1:37 پس نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدم و عرض کردم
1:41 ای رسول خدا
1:43 من درخت خرما را با باغبانم خریدم
1:46 پس برایش درست کن
1:48 پیامبر صلی الله علیه و آله توضیح داد
1:52 و مرا به میوه ای تازه در بهشت مژده ده
1:56 ساقه شاخه ای از درخت خرما است
2:00 بار آن به دلیل فراوانی میوه سنگین است
2:03 پس وقتی همسرم در باغ بود نزد همسرم آمدم
2:06 پس بهش گفتم
2:08 از باغ برو بیرون و پسرها را بیرون کن
2:12 او را به درخت خرمایی در بهشت فروختم
2:15 و او گفت
2:17 او برنده فروش شد
2:19 بعد اومد پیش بچه های ما و خرما رو از دهنشون در آورد
2:24 و آنچه در آستین آنهاست را تکان دهید
2:29 من شاهد جنگ احد با پیامبر صلی الله علیه و آله بودم
2:34 زمانی که مسلمانان شکست خوردند
2:37 شایع شد که پیامبر صلی الله علیه و آله کشته شده است
2:42 باعث شد با صدای بلند جیغ بزنم
2:45 ای اهل انصار
2:47 اگر محمد کشته می شد
2:50 زیرا خداوند زنده است و نمی میرد
2:53 پس برای دین خود بجنگید
2:55 خداوند پشتیبان و پشتیبان شماست
2:59 سپس گروهی از انصار به سوی من قیام کردند
3:02 پس به مشرکان حمله کردیم
3:04 سپس گردان خشنه به سمت ما ایستاد
3:07 بنابراین او ما را مجبور به جنگ با آنها کرد
3:10 تا اینکه مجروح شدم و مجروح در میدان جنگ افتادم
3:15 سپس از زخم هایم شفا یافتم
3:17 پس از حدیبیه درگذشت
3:20 برای پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کرد
3:24 سپس اسبی آوردند و او سوار شد
3:27 تشییع جنازه من دنبال شد
3:29 اصحاب او را تعقیب می کردند
3:32 ایشان رضی الله عنه فرمودند
3:35 در بهشت چند دسته ساقه برای او نوازش می شود؟
3:40 من کی هستم؟