از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 114 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (114)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:04
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من همدم هوادارانم هستم
0:21
شاهد دومین بیعت عقبه بود
0:24
صحنه ها همه با پیامبر صلی الله علیه و آله است
0:29
من پرچم ابن الحارث بن خزرج در غزوه فتح را با خود داشتم.
0:34
من قبل از اسلام به عربی می نوشتم
0:38
در اعراب نوشته اندک بود
0:43
خداوند متعال رؤیت اذان را در خواب به من عطا فرمود
0:47
به این دلیل که پیامبر صلی الله علیه و آله به امر نماز توجه داشتند
0:52
چگونه مردم برای او جمع می شوند
0:55
به او گفته شد که هنگام نماز، پرچمی نصب کند
1:00
مردم اگر ببینند به هم می گویند
1:04
او رضی الله عنه این کار را دوست نداشت
1:08
پس شیپور را برای او ذکر کردند
1:11
او این را هم دوست نداشت
1:14
او گفت که او بود که به یهودیان امر کرد
1:17
پس زنگ را برای او ذکر کردند
1:20
گفت: اوست که فرمان پیروزی داد
1:24
پس من رفتم در حالی که به فکر آنها بودم، رسول خدا صلی الله علیه و آله
1:30
پس اذان را در خواب دیدم
1:33
پس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم و عرض کردم
1:38
و گفتم یا رسول الله
1:41
او امشب با من قدم زد، طائف
1:45
مردی که دو لباس سبز پوشیده بود از کنارم گذشت
1:49
او یک زنگ در دست دارد
1:52
پس به او گفتم عبدالله
1:55
من این زنگ را می فروشم
1:58
گفت: با آن چه کار می کنی؟
2:01
گفتم او را به نماز می خوانیم
2:05
فرمود: آیا تو را به بهتر از آن راهنمایی نکنم؟
2:09
گفتم چیه؟
2:12
گفت تو بگو
2:15
خدا بزرگ است، خدا بزرگ است
2:18
خدا بزرگ است، خدا بزرگ است
2:22
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
2:25
شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست
2:29
شهادت می دهم که محمد رسول خداست
2:33
شهادت می دهم که محمد رسول خداست
2:37
برای دعا زندگی کن
2:41
برای دعا زندگی کن
2:43
روی کشاورز زندگی کنید
2:45
روی کشاورز زندگی کنید
2:48
خدا بزرگ است، خدا بزرگ است
2:51
خدایی جز خدا نیست
2:54
پیامبر صلی الله علیه و آله از آن متاثر شد
2:58
و گفت: این رؤیت واقعی است، با بلال برخیز و آنچه را دیدی به او بگو و اذان بگوید که صدایش از تو بهتر است.
3:12
پس در حالى كه بلال اذان مىداد شروع كردم به پرتاب آن به سوى بلال، و عمر بن خطاب رضى الله عنه در حالى كه در خانه خود بود از آن خبر داد.
3:22
پس بیرون رفت و ردای خود را کشید و گفت: ای رسول خدا، سوگند به آن که تو را به حق مبعوث کرد، مانند آنچه او دید، دیدم.
3:33
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: الحمدلله.
3:40
یک روز باغی از خود را اهدا کردم که پول دیگری برای آن نداشتم و با پسرم در آن زندگی می کردم.
3:50
پس آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله دادم و پدر و مادرم نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند:
4:01
یا رسول الله رزق و روزی ما بود و چیز دیگری نداشتیم
4:09
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا صدا کرد و فرمود: «خداوند صدقه تو را از تو پذیرفته و به پدر و مادرت به ارث برگردانده است، پس ما آن را به ارث بردیم».
4:25
پیامبر صلی الله علیه و آله را در قتلگاه شاهد بودم و با من مردی از انصار بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله گوشت قربانیانش را تقسیم کرد.
4:38
هیچ کدام از اینها برای من و دوستم اتفاق نیفتاد، پس حضرت علیه السلام ما را دید و چون سرش را تراشید، مقداری از موهایش را بین مردان تقسیم کرد.
4:51
مقداری از آن را به من و دوستم داد که ما آن را با حنا و کتام رنگ کرده ایم، پس من کی هستم؟