از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 196 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (196)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید
0:03
با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شد
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من یکی از همراهان جوان هستم
0:20
و پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
0:24
یکی از راویان متعدد حدیث
0:27
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا با خود بر حیوان خود سوار می کرد
0:33
من مرکب ملت هستم
0:35
و فقیه عصر
0:37
در مقابل تعبیر
0:39
و مترجمان قرآن
0:41
من در میان قوم بنی هاشم به دنیا آمدم
0:45
روزهای محاصره
0:47
سه سال قبل از سال هجری
0:50
من در جوانی با اسلام تربیت شدم
0:53
من با پدرم مهاجرت کردم و آخرین نفری بودیم که مهاجرت کردیم
0:57
سپس مطمئن شدم که نزد پیامبر صلی الله علیه و آله می ماندم
1:02
نظارت بر احوال او، پرستش او و پیروی از او
1:06
یک بار دیر شب پیشش آمدم
1:10
پس خواستم پشت سر او نماز بخوانم
1:13
پس دستم را گرفت
1:15
مرا به باد داد و کنارش گذاشت
1:18
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله به نماز آمدند
1:23
برگشتم و پشت سرش نماز خواندم
1:26
وقتی او تمام شد
1:28
اگر تو را کنیز خود کنم و تو برگردی چه کنم؟
1:32
پس گفتم یا رسول الله
1:35
یا در حالی که رسول خدا هستی، کسی در کنار تو نماز بخواند؟
1:40
او این را دوست داشت
1:42
و او رضی الله عنه بر من دعا کرد و گفت
1:47
خدایا به او فقه در دین عطا کن
1:50
و تفسیر را به او آموخت
1:52
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله دستگیر شد
1:57
گفتم یک سری از حامیان
1:59
آیا از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بپرسیم؟
2:04
ما از آنها علم می گیریم
2:06
امروز آنها بسیارند
2:09
و او گفت
2:10
عجب!
2:12
می بینید، مردم به ما نیاز دارند
2:15
از جمله اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند
2:20
بنابراین او آن یکی را ترک کرد
2:22
شروع کردم به درخواست از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و طلب علم.
2:28
اگر فقط درباره آن مرد به من بگوید
2:31
پس بعد از ظهر در حالی که خواب بود به در خانه اش آمدم
2:35
پس ردای خود را بر در خانه اش گذاشتم
2:38
و باد از خاک بر من می وزید
2:41
مرد بیرون آمد و مرا دید
2:44
و او می گوید
2:45
پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
2:49
چه چیزی شما را به ارمغان آورد؟
2:51
برای من نفرستاد و من میام پیشت؟
2:54
پس من می گویم
2:56
خیر
2:57
من حق دارم پیش شما بیایم
2:59
پس از او درباره حدیث پرسیدم
3:02
به طوری که آن پسر انصاری ماند
3:05
تا اینکه مرا دید و مردم دور من جمع شدند
3:09
و او گفت
3:10
این پسر از من باهوش تر است
3:13
عمر رضی الله عنه مرا با شیوخ بدر وارد می کرد
3:19
برخی از آنها گفتند
3:21
این پسر با ما وارد نشد و ما هم مثل او بچه داریم
3:26
و او گفت
3:27
او یکی از کسانی است که شما یاد گرفته اید
3:30
پس یک روز با آنها تماس گرفت و من را با آنها دعوت کرد
3:34
و او گفت
3:35
اگر نصرت و فتح خداوند فرا رسد چه می گویید؟
3:40
تا آخر سوره
3:42
برخی از آنها گفتند
3:44
به ما دستور داده شده است که اگر پیروز شدیم و او ما را پیروز کرد، خدا را شکر کنیم و از او طلب مغفرت کنیم.
3:50
برخی از آنها گفتند ما نمی دانیم
3:53
او به من گفت
3:54
و چه می گویید؟
3:57
گفتم
3:58
مهلت رسول خدا صلی الله علیه و آله است که به او آموختم.
4:04
عمر گفت
4:05
من فقط چیزی را می دانم که او می داند
4:09
عمر رضی الله عنه روزی درباره من گفت
4:13
این کار بزرگی است
4:16
او زبان پرسشگری دارد
4:18
و قلب ذهن ها
4:20
من شورای بزرگی در شهر داشتم
4:25
مردم برای طلب علم نزد من می آیند
4:28
جلسات نشستن خود را به روزها و درس ها تقسیم می کردم
4:32
پس یک روز را برای درک درست کنید
4:34
روز تفسیر قرآن
4:37
روزی برای نبردها
4:39
و یک روز مو
4:41
و یک روز برای ایام عرب
4:44
من کی هستم؟
4:50
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:54
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:58
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله