از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 91 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (91)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:00
توقف کنید
0:03
با صحابه و علما و حق تعالی آشنا شد
0:12
یک چالش جدی برای اینکه من هستم
0:16
من از صحابه جوان و فرزند یکی از خلفای راشد هستم
0:24
خواهرم از مادران مؤمنان است
0:28
در جوانی مسلمان شدم
0:30
سپس قبل از اینکه به آرزو برسم به همراه پدرم به مدینه هجرت کردم
0:35
پیامبر صلی الله علیه و آله از من خواست که در روز احد با من مشورت کنم و مرا بازگرداند.
0:41
اولین جنگ من با پیامبر صلی الله علیه و آله جنگ خندق بود
0:48
من از کسانی بودم که زیر درخت بیعت کردم
0:51
من به عبادت و علم و شدت پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و پیروی از هدایت او مشهور بودم.
1:01
من پسر مجردی بودم و در مسجد می خوابیدم
1:06
در خواب دیدم که دو فرشته نزد من آمدند و مرا به جهنم بردند
1:12
من در آن افرادی را دیدم که می شناختم
1:16
پس شروع کردم به گفتن از جهنم به خدا پناه می برم
1:20
از جهنم به خدا پناه می برم
1:23
ما فرشته ای را دیدیم و او گفت: "احترام نخواهی داشت."
1:27
پس این رؤیا را برای خواهرم مادرمؤمنان حفصه رضی الله عنه ذکر کردم.
1:33
پس آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفتم
1:38
فرمود: آرى، آن مرد برادر توست، اگر نماز شب بخواند
1:44
بعد از آن فقط شب ها کمی خوابیدم
1:49
بین نماز ظهر و عصر را به نماز می گذراندم
1:54
من یکی از کسانی بودم که از رهنمودهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بسیار پیروی و الگوبرداری کردم.
2:02
من مشتاق گسترش صلح بودم
2:05
من حتی به بازار می روم
2:08
من نیازی ندارم جز اینکه به مردم سلام کنم و آنها به من سلام کنند
2:14
هیچ جوان یا پیری را بدون احوالپرسی ملاقات نمیکردم
2:19
یک روز به مکه رفتم
2:23
در راه، چوپانی از کوه به ما رسید
2:28
بنابراین به او گفتم: "من یک دسته گوسفند می خواهم."
2:32
گفت من مالک هستم
2:35
پس به او گفتم به ارباب خود بگو که گرگ آن را خورد
2:40
چوپان گفت: خدا کجاست؟
2:43
با خود گفتم: به خدا قسم درست است.
2:47
پس خدا کجاست؟
2:50
و من گریه کردم
2:52
سپس چوپان را از اربابش خریدم
2:55
بنابراین او را آزاد کردم
2:57
و برایش گوسفند خریدم
2:59
در زندگی ام بیش از هزار نفر را آزاد کرده ام
3:05
مردی برای من نامه نوشت و از من خواست با آگاهی کامل برای او بنویسم
3:10
پس برایش نوشتم
3:12
دانش زیادی وجود دارد
3:14
اما اگر بتوانید خدا را با نوری از خون مردم ملاقات کنید
3:20
خمیس شکم پولشان
3:23
زبان کافا در مورد علائم آنها
3:26
برای گروه آنها لازم است
3:29
پس انجامش بده
3:31
من کی هستم؟
3:34
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
3:39
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
3:43
وقتی قسمت بعدی میاد
3:46
خدایا
4:17
او زندگی خود را پر از غرور در اعمال آنها کرد
4:22
و جهان نفس برای آنها آشکار شده است