از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 239 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (239)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من از اصحاب بزرگ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:23
من در گذشته در مکه مسلمان شدم
0:26
سپس در هجرت دوم به حبشه مهاجرت کرد
0:30
سپس در مدینه به پیامبر صلی الله علیه و آله پیوستم
0:35
و من با او هجوم آوردم
0:37
در خواندن و نوشتن خوب بودم
0:40
و تو اهل کتاب وحی بودی
0:43
پیامبر صلی الله علیه و آله مرا مأمور کرد
0:46
با آوردن همسرش ام حبیبه رضی الله عنه از سرزمین حبشه.
0:52
سپس در اواخر عمرش برای من نامه ای برای پادشاه مصر فرستاد
0:57
او رضی الله عنه در حالی که من در مصر بودم درگذشت
1:03
من پیامبر صلی الله علیه و آله را دوست داشتم
1:06
به خودم تقدیمش میکنم
1:09
روزی شفا بنت عبدالله نزد ما آمد
1:14
او مادر همسرم بود
1:16
وقت دعاست
1:18
و او مرا در خانه پیدا کرد
1:21
بنابراین او شروع به سرزنش من کرد و گفت
1:24
من در نماز شرکت کردم و شما اینجا هستید
1:27
پس گفتم عمو مرا سرزنش نکن
1:31
من دوتا لباس داشتم
1:33
یکی را می پوشم و دیگری را می پوشم
1:36
پس پیامبر صلی الله علیه و آله یکی از آنها را از من قرض کرد تا برای نماز بیرون برود.
1:43
پس ردای خود را به او دادم
1:45
و بقیه اش اینجاست
1:47
من با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غزوات او شرکت کردم
1:53
سپس در مبارزه با مرتدان شرکت کردم
1:56
کشورهایی در زمان خلافت ابوبکر و عمر رضی الله عنه فتح شدند.
2:02
زمانی که ابوبکر رضی الله عنه می خواست به رومیان حمله کند
2:07
نزد او آمدم و در این مورد از او پرسیدم
2:10
ابوبکر گفت
2:12
بله به خودم گفتم
2:15
به کسی نشون ندادم
2:18
از کجا فهمیدی؟
2:21
حتما در مورد چیزی از من پرسیدی
2:25
پس گفتم: بلی ای جانشین رسول خدا
2:29
پس رؤیایی را که در خواب دیده بودم به او گفتم
2:34
تعبیر آن بشارت فتح شام بود
2:39
علاوه بر رحلت ابوبکر رضی الله عنه
2:43
با نزدیک شدن به زمان او
2:45
سپس از او خواستم در حمله رومیان شرکت کند
2:49
پس به من اجازه داد
2:51
او مرا به یکی از فرماندهان سربازان فتح الشام تبدیل کرد
2:55
تمام اردن به زور فتح شد به جز طبریه
3:00
مردم آن به من لطف داشتند
3:03
این به دستور ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه بود
3:08
سپس زمانی که عمر بن خطاب رضی الله عنه خلافت را به دست گرفت
3:14
او مرا از فرماندهی ارتش برکنار کرد
3:17
پس به او گفتم ای امیرالمؤمنین آیا ناتوان بودی یا خیانتکار؟
3:23
گفت: تو ناتوان نبودی و خیانت نکردی
3:27
گفتم چرا منزوی کردی؟
3:30
گفت: از فرمان دادن به تو خجالت میکشیدم، وقتی کسی را یافتم که شایستهتر از تو باشد.
3:36
عرض كردم: مرا ببخش اى اميرالمؤمنين در ميان مردم.
3:41
گفت بله می کنم
3:44
عمر رضی الله عنه برخاست
3:46
بنابراین در حضور مردم مرا عذرخواهی کرد
3:48
او مرا به مناطقی در شام منصوب کرد
3:53
عمر بن الاسیر رضی الله عنه نامزد کرد
3:56
زمانی که طاعون در شام شیوع یافت
3:59
گفت این طاعون مکروه است
4:03
آنها از طریق این صخره ها و این دره ها پراکنده شدند
4:08
وقتی به من رسید
4:10
گفتم: بلكه رحمت پروردگار شماست.
4:14
و دعوت پیامبرت
4:16
و مرگ صالحان پیش روی شماست
4:19
پس جمع شوید و از او جدا نشوید
4:22
این به عمر بن الاسیر رضی الله عنه رسید
4:26
گفت درست است
4:29
سپس در طاعون امائوس مردم
4:33
آنجا که من و ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه در یک روز به طاعون مبتلا شدیم.
4:40
ما در همان روز مردیم
4:44
من کی هستم؟
4:46
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو به اشتراک بگذارید
4:54
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:59
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله