از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 141 از 290
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (141)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و با اصحاب و علما و بزرگان آشنا شوید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
من عمه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم
0:22
و خواهر حمزه رضی الله عنه
0:25
شیر خدا و رسولش
0:27
ام الزبیر رضی الله عنه
0:30
شاگردان من رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
0:34
من تنها یکی از عمه های پدری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم که مسلمان شدم.
0:40
من به صبر و استقامت معروف بودم
0:43
من فرزندانم را سخت، جوانمردانه و قهرمان تربیت می کردم
0:50
او به شهر مهاجرت کرد
0:52
من با پیامبر صلی الله علیه و آله در غزوات او شرکت کردم
0:57
و در یک روز یکشنبه
0:59
من با مسلمانان بیرون رفتم
1:01
بنابراین من آب را حمل می کردم
1:03
تشنگی را رفع می کنم
1:04
و فلش ها را تیز کنید
1:06
و بعد از پایان نبرد
1:08
از کشته شدن برادرم حمزه رضی الله عنه به من خبر دادند
1:12
و او آن را دوست دارد
1:14
پس اومدم ببینم
1:16
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند
1:19
به پسرم الزبیر
1:21
مادرت را بینداز و برگردان
1:24
او نمی بیند که چه بلایی سر برادرش آمده است
1:26
سپس پسرم الزبیر با من ملاقات کرد
1:29
و او گفت
1:30
یعنی مادر
1:32
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
1:35
او به شما دستور می دهد که برگردید
1:37
پس گفتم
1:38
و چرا
1:40
به من خبر داده اند که برادرم مثله شده است
1:43
و این در خداست
1:45
بذار بشماریم
1:47
انشاالله صبور باشیم
1:50
به رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره کرد
1:54
و او گفت
1:56
بذار بره
1:58
پس نزد برادرم حمزه رفتم
2:00
بنابراین به او نگاه کردم
2:02
پس آن را پس گرفتم و از او طلب بخشش کردم
2:05
سپس او را به خاک سپردند
2:08
و در نبرد خندق
2:10
من در یک قلعه وسیع بودم
2:12
با زن و پسر
2:14
سپس مردی یهودی از کنار ما گذشت
2:17
پس دور قلعه رفت
2:19
برای اینکه ببینم آیا مبارزی آنجا وجود دارد یا خیر
2:23
این پس از جنگ او با شترهای رضا بود
2:26
او رابطه خود را با رسول خدا قطع کرد
2:30
از عهدنامه ها
2:32
در قلعه کسی با ما نبود
2:35
او از ما دفاع می کند
2:37
جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بود
2:40
مسلمانان در گلوی دشمن هستند
2:43
وقتی آن را دیدم
2:45
خودم را آماده کردم و یک میله برداشتم
2:48
سپس از قلعه نزد او پایین رفتم
2:51
پس با تیر به او زدم تا اینکه او را کشتم
2:54
بعد سرش را جدا کردم
2:56
و من آن را به سوی یهودیان انداختم
2:58
وقتی دیدند چه اتفاقی برای دوستشان افتاده است
3:01
گفتند
3:03
آموخته ایم که محمد
3:05
او اهل قلعه را ترک نمی کرد
3:07
کسی با آنها نیست
3:09
پس متفرق شدند
3:11
من اولین زن بودم
3:13
من یک مرد مشرک را کشتم
3:16
من کی هستم؟
3:33
امیدوارم