از مجموعهٔ من أنا؟
· درس 102 از 288
تعرف على الصحابة والعلماء والأعلام | من أنا؟ | الحلقة رقم (102)
صوت ترجمهشده برای این درس هنوز در دسترس نیست — ضبط اصلی عربی پخش میشود. متن زیر بهطور کامل ترجمه شده است.
0:000:00
متن کامل
ترجمهٔ ماشینی — ممکن است خطا داشته باشد
0:01
توقف کنید و از صحابه و علما و بزرگان بیاموزید
0:12
یک چالش جدید از طرف من
0:16
بنده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و فرزند مولای او هستم
0:23
و محبتش رضی الله عنه و پسر عشقش
0:28
من قبل از هجرت به دنیا آمدم و زیر چتر اسلام زندگی می کردم
0:32
من در خانه نبوت بزرگ شدم
0:35
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا بسیار دوست داشت
0:42
او مرا می گرفت و الحسن رضی الله عنه را می برد
0:46
می گوید: خدایا دوستشان بدار که من آنها را دوست دارم
0:52
او رضی الله عنه مرا بر ران خود می نشاند و برایم دعا می کرد.
0:58
او اغلب مرا سوار بر اسب جلوی خود می برد
1:02
او خیلی از من مراقبت می کند
1:05
روزی دماغم سرد شد، پیامبر صلی الله علیه و آله خواست
1:11
با دست شریفش گناهکار را از من دور کند
1:14
عایشه رضی الله عنها گفت: یا رسول اللّه بگذار سوراخهای بینی را از او مسح کنم.
1:22
رضی الله عنها فرمود: ای عایشه او را دوست بدار که من او را دوست دارم.
1:31
من پوست تیره و پدرم سفید پوست بود
1:37
آنچه مردم را نسبت به صحت نسب من نزد پدرم رضی الله عنهم شک می کرد
1:43
برای تفاوت رنگ پوستمان
1:46
یک روز با پدرم خوابیدم و سرمان را در پتو انداختیم
1:51
پاهایمان را آشکار کردیم
1:54
سپس مجاز المدلجی، قائف از کنار ما گذشت
1:58
گفت بعضی از این پاها مال بعضی دیگر است
2:03
وقتی شباهت بین آنها را دید
2:06
پیامبر صلی الله علیه و آله از این امر بسیار خرسند شد
2:11
تا اینکه بر عایشه رضی الله عنها وارد شد
2:15
اسرار چهره اش از گفتار قائف از شادی و بشارت می درخشید
2:21
و سخنان کسانی را که بدون آگاهی درباره ما صحبت کردند، رد کنیم
2:26
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه روزی نشست.
2:32
وجوه بیت المال بین مسلمانان تقسیم می شود
2:35
پس سهم پسرش عبدالله را داد
2:38
بعد نوبت من شد
2:40
پس عمر دو برابر آنچه به پسرش عبدالله داده بود به من داد
2:45
عبدالله از پدرش پرسید و او گفت
2:49
چرا او را بر من ترجیح دادی؟
2:51
با رسول خدا صلی الله علیه و آله شهادت دادم
2:55
مگر اینکه شهادت دهد
2:57
عمر جواب او را داد و گفت:
2:59
پسرم
3:01
او نزد رسول خدا از شما محبوبتر بود
3:05
و پدرش نزد رسول خدا از پدرت محبوبتر بود
3:10
پس محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر محبت خود ترجیح دادم
3:17
اصحاب مقام مرا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می دانستند
3:22
پس وقتی خواستند در مورد زنی که دزدی کرده بود نزد رسول خدا شفاعت کنند
3:29
نزد من آمدند تا او را شفاعت کنم
3:32
شاید رسول خدا صلی الله علیه و آله از من بپذیرد
3:37
وقتی در این مورد با او صحبت کردم
3:40
چهره رسول خدا صلی الله علیه و آله رنگ پرید
3:44
و او گفت
3:46
آیا در مورد یکی از حدود خدا با من صحبت می کنی؟
3:50
پس ترسیدم و گفتم
3:52
برای من آمرزش بخواه ای رسول خدا
3:55
وقتی عصر شد
3:57
رسول خدا صلی الله علیه و آله سخنرانی کرد
4:01
خداوند را آن گونه که شایسته او بود ستایش کرد
4:05
سپس گفت
4:06
در مورد بعد
4:08
او مردم قبل از شما را نابود کرد
4:11
اگر بزرگواری از آنها دزدی می کرد، او را رها می کردند
4:15
اگر ضعيف آنها دزدي كند، عذابش را بر او تحميل مي كنند
4:20
سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست
4:23
اگر فاطمه بنت محمد دزدی می کرد
4:26
دستش قطع می شد
4:29
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد
4:32
با اون زن
4:34
پس دستش را قطع کرد
4:36
کتیبه حلقه من بود
4:40
محبت رسول خدا
4:42
من کی هستم؟
4:44
پاسخ های خود را در نظرات زیر ویدیو با ما به اشتراک بگذارید
4:52
پاسخ صحیح را در نظرات تایید خواهیم کرد
4:56
وقتی قسمت بعدی میاد انشالله